آندرو جي . نيومن (مترجم: ابوطالبى / امين / شكر اللهى)

54

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى)

ح 2 ، باب « ابطال الرؤيه » ، ح 12 . ) و جالب اينكه در همين اصول كافى ، در كتاب « توحيد » ، روايات عقل‌گرايى نقل شده از هشام ، روايات متعددى در باب « النهى عن الجسم و الصوره » نقل شده كه 6 روايت از روايات اين باب دربارهء قول هشام به جسمانيت است ( گرچه مباحث فراوانى دربارهء هشام و ديدگاه او و پاسخ‌هايى كه داده است ، وجود دارد ) ؛ ولى منظور اين است كه اگر بناست راويان روايات بررسى شوند همهء آنها به صورت جامع بايد مورد تحليل قرار گيرند ، نه اينكه مباحثى به صورت گزينشى طرح شوند تا به نتيجهء دلخواه برسيم . هرگز چنين كارى تحقيقى قلمداد نمىشود . 6 . استنادها و منابغ غير دست‌اول بخش‌هاى عمده‌اى از تحليل‌هاى نويسنده برپايهء منابع دست دوم و دست چندم بنا نهاده شده‌اند كه اين امر نيز تحقيق را به شدت تضعيف مىكنند . نويسندهء محترم زمانى كه اطلاعات آمارى مىدهد ، مانند چند روايت كافى در باب « خمس » ، به صورت كلى ، به منابع دست اول ارجاع مىدهد ؛ اما زمانى كه به استنتاج و تحليل دست مىزند - كه البته اين مهم‌تر است - بر پايهء منابع غيردست‌اول حكم مىكند . نگاهى به پانوشت‌ها و ارجاعات نويسنده نشان مىدهد كه بيشترين ارجاعات او به نويسندگانى همچون حسين مدرّسى طباطبائى ، آمل حلّاق ، فضل الرحمان ، اتان كلبرگ ، لگناز گلدزيهر ، محمّد على امير معزّى ، سيد امير ارجمند ، حامد الگار ، س . وحيد اختر ، سى . اى بازورث ، و دى . ام . دونالدسون ، است . اين افراد گرچه پژوهشگران بزرگى هستند ، اما در هرصورت ، نه منابع آنان دست اول است و نه ديدگاه آنان براى شيعه حجيّتى دارد .