آندرو جي . نيومن (مترجم: ابوطالبى / امين / شكر اللهى)

55

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى)

7 . بررسى موارد جزئى افزون بر آنچه تاكنون به مثابهء اشكال‌هاى كلّى ذكر شد ، در لابه‌لاى كتاب ، موارد جزئى فراوانى وجود دارد كه گاه از بىدقتى نويسنده و گاه از تحليل نادرست او ناشى مىشود . برخى از اين موارد را ذكر مىكنيم : 1 . در ص 64 ، عنوان « احاديث شيعه از منظر پژوهش‌گران احاديث سنّى » ، هيچ ربطى بين مطالبى كه در نوشته وجود دارد با عنوان اين بخش ديده نمىشود . نويسنده در تعيين اين عنوان دقت نكرده است ؛ زيرا مىخواسته بيان كند غربيانى كه در احاديث اهل سنّت تحقيق مىكرده‌اند چه ديدى نسبت به احاديث شيعه داشته‌اند . 2 . در ص 67 مىنويسد : تشيّع در يك ساختار سياسى ، تحت سلطهء اهل سنّت و در اقلّيت بود و محققان شيعه آثار خود را غالبا به عربى مىنوشتند . در اينكه تشيّع تا به امروز همچنان در اقلّيت است جاى بحث نيست ، ولى در دوران آل بويه و حكومت فاطميان ، حاكميت در اختيار خود شيعه بود و از نظر حكومت ، تحت سيطرهء سياسى اهل سنّت نبوده است . در ادامه ، معلوم نيست نويسنده چرا به اين نكته اشاره مىكند كه « محققان شيعه غالبا به عربى مىنوشتند » ؛ چون تا امروز هم متفكرانى همچون امام خمينى ، علّامه طباطبائى ، آية اللّه خوئى ، علّامه امينى ، و سيد محسن امين يا تمام آثار خود را به عربى نوشته‌اند يا غالب نوشته‌هايشان عربى است . همين وضعيت را تقريبا در همهء زمان‌ها داشته‌ايم . در عصر صفويه هم حجم كتاب‌هاى عربى بيش از فارسى بود . 3 . در ص 75 ، در عبارتى آورده است : « ظهور حديث‌گرايى اهل تسنّن » . در اينكه در قرن سوم ، حديث‌گرايى اهل سنّت ، به ويژه آراء احمد بن حنبل ، با حمايت متوكّل جريان غالب شد ، جاى بحث نيست ، ولى اين امر را نمىتوان حديث‌گرايى