آندرو جي . نيومن (مترجم: ابوطالبى / امين / شكر اللهى)

37

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى)

البته ممكن است نويسنده ادعا كند كه در طول 70 سال پس از كلينى چنين چيزى به وجود آمده است ، ولى آيا همان « سهو النبى » كه در حدود دوران كلينى در قم وجود داشت ، حكايت از اين ندارد كه اين تقصير در قم ريشه داشته است ؟ و بر فرض كه چنين احتمالى را بدهيم كه اين جريان بعدها در قم به وجود آمده ، لازم بود نويسنده به اينها مىپرداخت و روشن مىكرد كه چنين مسائلى در قم وجود نداشته‌اند و در دوره‌اى متهمان به غلو را از قم اخراج مىكردند ؛ چنان‌كه حسين بن عبيد اللّه قمى در زمرهء ديگر متهمان به غلو ، از قم اخراج شد . « 1 » همچنين خوب بود نويسندهء محترم به اين روايت موجود در رجال كشى ، كه از احمد بن محمّد بن عيسى ، ساكن قم و راوى برخى روايات كافى ، نقل مىكند ، توجه مىكرد : احمد بن على سلولى قمى گفت : احمد بن محمّد بن عيسى از صفوان ، از عنبسة بن مصعب برايم روايت كرد كه امام صادق عليه السّلام به من فرمود : از ابو الخطاب چه شنيدى ؟ گفتم : از وى شنيدم كه مىگويد : شما دستتان را بر سينهء او نهاده و فرموده‌ايد : به خاطر بسپار و فراموش مكن ! و اينكه شما علم غيب داريد ، و اينكه شما به او گفته‌ايد : او ظرف علم ما و مورد اعتماد اسرار ما و امين زندگان و مردگان ماست . فرمود : نه ، به خدا سوگند ! هيچ جايى از بدنم به بدن او نرسيده است ، جز دستش . اما اينكه گفته است ، من گفته‌ام : « علم غيب دارم » ، قسم

--> - من يقول انّهم ملتجؤون فى حكم الشريعة الى الرأى و الظنون و يدعون مع ذلك انّهم من العلماء و هذا هو التقصير الذى لا شبهة فيه . » ( محمّد بن محمّد شيخ مفيد ، تصحيح الاعتقاد ، مقدّمه و تعليقه سيد هبة اللّه شهرستانى ، قم ، منشورات الرضى ، 1363 ، ص 113 - 114 ) . ( 1 ) . « ان الحسين بن عبيد اللّه القمى اخرج من قم فى وقت كانوا يخرجون منها من اتهموه بالغلو . » ( محمّد ابن عمر كشّى ، اختيار معرفة الرجال ، گزينش محمّد بن حسن طوسى ، تصحيح ، تعليقه و مقدّمهء حسن مصطفوى ، مشهد ، دانشگاه مشهد ، 1348 ، ص 512 ، ش 990 . )