أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

99

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

رسول صلى الله عليه و آله فرمود تا ابوسفيان را كنار كوه نگاه دارند تا حركت سپاه را ببيند . پس از آن رهايش كردند كه به سرعت به مكه آمد و گفت : اى قريش ! محمد با سپاهى كه پيش از اين ديده نشده است آمد . گفتند : چه كنيم ؟ گفت : هر كس داخل خانهء من شود ، ايمن است . گفتند : خانهء تو گنجايش همه ما را ندارد . او گفت : اگر كسى داخل مسجد شود يا درِ خانه‌اش را ببندد ، هم ايمن است . رسول صلى الله عليه و آله به فرماندهانش دستور داد تا تنها با كسانى بجنگند كه با آنان مىجنگند . كسانى هم استثنا شده ، دستور به قتل آنان داده شد ، حتى اگر به پردهء كعبه آويزان باشند . نيز حضرت توصيه كرد تا متعرض مجروحان و فراريان و اسيران نشوند . سپاه خالد بن وليد ، احابيش « 1 » را برابر خود يافت و شمشير روى آنان بركشيده ، آنان را شكست داد . زبير هم پيش آمد ، اما قريش پراكنده شده به بالاى كوه‌ها رفته بودند . ابوسفيان نزد رسول صلى الله عليه و آله آمد و فرياد زد : اى رسول خدا ! سبزى قريش خزان شد و ديگر پس از اين قريشى نخواهد بود ! رسول صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس داخل خانه ابوسفيان شود ، ايمن است . كسى كه به خانهء حكيم بن حزام « 2 » برود ، ايمن است و كسى كه در خانه‌اش را ببندد ، ايمن است و كسى كه سلاح بگذارد ايمن است . مردم درِ خانه‌هايشان را بستند و سلاحشان را كنار نهادند . مسجد و خانهء ابوسفيان هم از امان‌خواهان پر شد . موكب رسول صلى الله عليه و آله وارد مسجد شد . آن حضرت حَجَر الاسود را

--> ( 1 ) . برخى گفته‌اند كه احابيش زنگىهايى بودند كه در برخى از جبال مكه ساكن و با قريش هم‌پيمان شدند . ابن‌هشام به‌نقل از ابن اسحاق آورده است كه احابيش گروهى از بنى الحارث ، بنى خزيمه ، و بنى المصطلق بودند كه با يكديگر هم‌پيمان شده ، احابيش - يعنى سواد مردم به معناى يك جمع زياد - ناميده شدند . عصامى گويد : اينان به خاطر هم‌پيمانىشان با قريش در نزديك كوهى در پايين مكه كه به آن حبشى گفته مىشود ، احابيش ناميده شدند ( سمط النجوم العوالى ، ج 1 ، ص 193 ) . ( 2 ) . خانهء حكيم در پايين مكه بود ، و باور من اين است كه در جايى كنار مسجد خالد بن وليد در شبيكه بوده است . استادحمد جاسر معتقد است كه اين خانه نزديك باب الوداع و خانهء ابوسفيان نزديك مدّعى در محلى به نام القبّان بوده است . اين قبّان در توسعهء ميادين اطراف مسجد از ميان رفت . القبان به معناى ميزان است كه اشياء را با آن وزن مىكنند .