أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

98

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

فتح مكه پس از حديبيه ، خُزاعه با رسول خدا صلى الله عليه و آله پيمان بست ، چنان كه بنوبكر بن كنانه داخل در پيمان با قريش شد . اين دو طايفه در عرفه با يكديگر نبرد كردند و قريش با سلاح ، و با در اختيار گذاشتن سايه‌بان و آب ، به بنوبكر كمك كرد . اين كمك به عنوان نقض عهد شناخته شد و قريش آغازگر آن بود . ابوسفيان بزرگ مكه ، دريافت كه در برابر حادثه‌اى تازه قرار دارد كه نتيجهء همان پيمان‌شكنى است . منابع اطلاعاتى او هم خبر دادند كه مدينه در حال بسيج نيرو براى تدارك حركت عظيمى است . وى به مدينه رفت تا آبِ رفته را به جوى باز گرداند ، اما قضاى الهى در مسير شدن بود . رسول صلى الله عليه و آله دستور حركت به سوى مكه را داد و سپاه آماده شد و آنان در حالى كه مىگفتند : اللهم اضرب على آذانهم فلا يسمعوا حتى نبغتهم نبغتهم « 1 » حركت كردند تا به مرّظهران « 2 » رسيدند . ابوسفيان با عده‌اى ديگر براى كسب خبر از مكه خارج شد و چندان رفت كه برابر رسول صلى الله عليه و آله قرار گرفت . حضرت به او فرمود : واى بر تو اى ابوسفيان ! آيا وقت آن فرا نرسيده است كه بدانى خدايى جز خداوند واحد نيست ؟ ابوسفيان گفت : اگر خداى ديگرى بود مرا بىنياز مىكرد . رسول صلى الله عليه و آله گفت : آيا وقت آن نرسيده است كه بدانى من فرستاده خدايم ؟ ابوسفيان گفت : پدر و مادرم فدايت ! در اين باره ترديد دارم . عباس به او گفت : واى بر تو ! پيش از آن كه گردنت را بزنند شهادت حق را بگوى . او هم شهادتين را گفت . عباس گفت : اى رسول ! موقعيتى براى او ميان طايفه‌اش قرار ده . رسول صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه به خانهء ابوسفيان اندر شود ، ايمن است ، كسى كه داخل مسجد الحرام شود ، ايمن است و كسى كه درِ خانه‌اش را ببندد ، ايمن است .

--> ( 1 ) . عبارت ابن كثير در البداية و النهاية ، ( ج 4 ، ص 281 ) به نقل از موسى بن عقبه چنين است كه حضرت فرمود : اللهم‌خذ على أسماعهم و أبصارهم ، فلا يرون إلّابغتةً ، ولا يسمعون إلّافجأة . ( 2 ) . مر الظهران جايى است كه امروزه به آن وادى فاطمه مىگوييم و در 22 كيلومترى شمال مكه است .