أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
88
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ثروت و سود و باورهاى مقدّسى كه از آزادى آنان مىكاست ، آنان را در كار ورود به اين هنر كمك مىكرد . گفتهاند كه زمانى قوم عاد در روزگار عماليق ، هيئتى را به مكه فرستادند تا براى آنان آب بياورند ، وقتى به مكه رسيدند ، به سراغ شراب و لهو و سماع رفتند . « 1 » وقتى لهو و غنا در مكه از روزگار عماليق باشد ، چرا در روزگار مورد بحث ما ، در حالى كه در تفرجگاههاى خود در لقيط يا وادى فخ هستند ، محفلى برگزار نكنند ، در حالى كه به مرور ذوق آنان در اين كار بيشتر شده و ثروتى برايشان فراهم گشته بود كه به روى جوانانشان سرازير مىگشت . در اين ايام ، كنيزكان در خانههاى مردم مكه از سروكول هم بالا مىرفتند ؛ چنان كه زنهاى آزاد و اصيل هم حجاب نداشتند و آن گونه كه قرآن اشاره كرده ، زيور جاهلى داشتند . « 2 » آنان در مجالس جشن عمومى ، همراه مردان ، به خصوص در شبهاى عروسى به زدن دف و طنبور مىپرداختند . « 3 » غناى نصْب كه نوعى غناى دينى بود و در جشنهاى برگزار شده در اطراف كاربرد داشت ، ميان آنان شهرتى چشمگير داشت . در جشنهاى امويان و مخزوميان و ديگر چهرگان قريش ، كنيزكانى بودند كه در لهو و غنا و تعارف شراب در مجالس انس تخصص داشتند . صاحب اغانى با اشاره به نصيحت ابوسفيان به قريش براى بازگشت سپاه از جنگ بدر مىگويد : ابوجهل گفت : به خدا سوگند باز نخواهيم گشت مگر آن به بدر برويم ، سه روز آنجا بمانيم ، شترانى را ذبح كنيم و طعام بخوريم و شراب بنوشيم و كنيزكان برايمان بخوانند و عرب خبر ما را بشنود . « 4 » زمخشرى در تفسير اين آيت قرآنى كه فرمود : ى وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ( لقمان : 6 ) مىنويسد : نضر بن حارث وقتى آگاه مىشد كه كسى ارادهء مسلمان شدن دارد ، او را به مراسمى در خانهاش دعوت كرده ، دستور مىداد به وى طعام و شراب
--> ( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 1 ، ص 233 . ( 2 ) . سورهء احزاب ، آيهء 33 وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى . ( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 1 ، ص 1126 . ( 4 ) . الأغاني ، ج 4 ، ص 183 .