أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
87
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
كه با پاهاى ديگر خلط شده بود ، تشخيص مىدادند . اين مهارتى بود كه تاكنون كسى به پاى آنان نرسيده است و همچنان ميان ما كسانى هستند كه اين دانش را به ارث بردهاند و حتى براى مترقىترين مردمان هم آن دانش شگفتانگيز است . در علم الفراسه ، از روى قيافه و شكل و سخن شخص ، به اخلاق او مىرسيدند . اين دانشى است كه امروزه در دانشگاهها تدريس مىشود و شايد از آن رتبتى كه دو هزار سال پيش در باديه داشته است هم كمتر باشد . در علم القيافه آنان مىتوانستند محل وجود آبهاى زير زمينى را بدون استفاده از هيچ گونه ابزارى بشناسند و بدين ترتيب صدها چاه آب را در مكه ، آن هم در روزگارى كه اين شهر از يك قطره آب بهره نداشت ، حفر كنند . همچنان كه در باديههاى مختلف هم در جاهايى كه احتمال وجود آب را مىدادند اين چاهها را حفر كردند . آنان همچنين از كهانت ، « 1 » عرافت و عيافت « 2 » هم بهره داشتند و به كار تنجيم هم مىپرداختند . در ميان آنان كاهنان به داشتن ذكاوتى خاص كه مىتوانست قرائن خاصى را دريافته و حال را به گذشته پيوند بزند شهرت داشتند . كاهنان و عُرّاف به خاطر شدت ذكاوت خويش عموم مردم را گمراه كرده ، از غفلت آنان بهرهمند مىشدند . اسلام با آنان درافتاد و مردم را از چنگال اين ذكاوت نجات بخشيد . اوضاع هنرى در اينجا مقصود ما به طور خاص هنرِ لهو و لعب است . گفته شده است : هيچ قومى پس از ايرانيان و روميان به اندازهء عرب ، حريص به لهو و طرب نبودند . « 3 » ترديدى نداريم كه قريش در مكه ، نمايندهء عرب به شمار مىآمد و طبعاً در غنا هم جلوه كرد ؛ چنان كه
--> ( 1 ) . از جمله ابزارهاى كهانت ، نزديك شدن به شياطين و جن بود ، چيزى كه توسل به آن شرك است . ( 2 ) . كهانت ، اخبار از مغيبات آينده است ، عرافت اخبار از مغيبات گذشته . برخى معناى آنها را يكى مىدانند ، چنان كه گفته شده است كه كهانت اختصاص به آينده و عرافت اختصاص به گذشته دارد . و البته همهء آنها ترهاتى است كه به هوش و زيركى مدعى كهانت بر مىگردد . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 8 ، ص 31 .