أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
733
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خداوند ما را به شرف اسلام مفتخر ساخت ، و بلاد حجاز منبع نور اسلامى و بلاد مقدس براى تمامى مسلمانان است كه حرم خداى تعالى ، قبلهء مسلمين و مشاعر مقدسه در آن قرار دارد . ميان شما و شريف حسين ، منازعاتى وجود داشت كه دلايل آن به شخص حسين بر مىگشت و اين امت و بلاد ، كمترين دخالتى در آن نداشت ؛ چرا كه وى سلطهء مطلقه داشت و تنها به آنچه مىخواست ، عمل مىكرد ، حتى از سخن گفتن با اهل سخن ، به دليل عدم موافقت با او ، رويگردان بود و به آنان چيزهايى نسبت مىداد كه با آن موافقتى نداشتند . او ميان اين امت و امتهاى مجاور در بلاد نجد دشمنى ايجاد كرد ، با اين كه در دين و مذهب آنها هيچ اختلافى وجود نداشت ، چيزى كه منجر به ريختن خون بيگناهان شد . ادامهء اين روند به آنجا رسيد كه مردم حجاز در جدّه اجتماع كرده با حضور اهل مكه و طائف و اشراف و اعيان و اعراب از تمامى طوائف موجود در حجاز ، شريف حسين را وارد كردند تا از تخت سلطنت كنارهگيرى كند ، اين بعد از آن بود كه ديدند حاضر نيست به جاى راه حل نظامى ، از راه حل سياسى استفاده كند . اين ملت ، با فرزندش على به عنوان پادشاه حجاز بيعت كردند ، مشروط بر آن كه رأى امتهاى اسلامى را بپذيرد . براى بناى اين امت ، و به نام اسلام كه شما هم براى نصرت آن قيام كرده و زندگى خويش را وقفِ بالا بردن شأن و منزلت آن كردهايد ، به شما خطاب كرده درخواست مىكنيم نمايندگان ما براى گفتگو با شما در آنچه كه مىتواند در اين باره و براى اين بلاد مقدسه و حفظ جان و مال و امنيت بلاد لازم است ، گفتگو كنند تا اين آيت قرآنى محقّق شود كه : ى أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا ( سورهء قصص / آيهء 57 ) و چنان كه رسول فرمود : مكه حرم خداست ، و خداوند آن را براى مردم حلال نكرده است ، بلكه تنها ساعتى براى من حلال شد و براى هيچ كس تا روز قيامت حلال نخواهد شد ، آن گونه كه در آنجا خونى ريخته شود يا درختى قطع گردد . . . « 1 » تا آخر حديث . و آنچنان كه حضرت به عتاب بن اسيد ( نخستين امير مكه ) فرمود : آيا مىدانى تو را بر كدام نقطه حاكم كردم ؟ من تو را بر اهلُ اللَّه حاكم كردم ؛ با آنان
--> ( 1 ) . صحيح بخارى ، كتاب الجنائز ، باب الاذخر ، ج 2 ، صص 115 - 116 ؛ مسند أحمد ، ج 1 ، صص 253 ، 259 ، 315 ، 316 ، 318 .