أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

726

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

جريان وقايع طائف و هدا ، از جايشان حركت نكرده ، در انتظار رسيدن فرمان تازه از امام نجد بودند . در اين سوى ، شخصيت‌هاى مكه با هم‌طرازان جده‌اى خود به گفتگو و مشاوره در بررسى اوضاع پرداختند . براى اين كار اجتماعى ترتيب داده ، بر اين رأى اتفاق كردند تا على بن حسين را از مكه بخواهند . زمانى كه وى در چهارم ربيع الاول نزد آنان آمد ، به وى گفتند كه امت حجاز تصميم به خلع پدر او و نصب وى گرفته است تا از خونريزى جلوگيرى شود . وى به احترام پدرش از قبول بيعت خوددارى كرد . در اين وقت ، افراد حاضر در اين باره تلگرافى به پدر وى به اين شرح زدند : از آنجايى كه ملت حجاز ، به دليل از ميان رفتن سپاه و ناتوانى حكومت از دفاع از جان و مال مردم در يك بحران عمومى قرار گرفته است ، و از آن روى كه عموم مسلمين چشم به مردم حجاز دوخته‌اند ، امت به صورت نهايى چنين مقرّر كرده است كه شريف حسين از پادشاهى كناره‌گيرى كرده و فرزندش در چهارچوب نظام مشروطه به پادشاهى نصب شود ، مشروط بر آن كه تن به آراء مسلمانان در مسائل روحى و مادى بدهد ، و بلاد حجاز داراى دو مجلس باشد : يكى مجلس نيابى وطنى براى ادارهء امور داخلى و خارجى و ديگرى مجلس شورا متشكل از اعضاى انتخاب شده از ميان مسلمانان از شهرها و مناطق مختلف كه كارش ارشاد و كمك به اصلاح امور داخلى و خرج است . واللَّه الموفق لما فيه الصلاح . 4 ربيع الاول سال 1343 . امضا كنندگان عبارت بودند از : سيد طاهر دباغ ، عبداللَّه على رضا ، سليمان قابل ، محمد طويل ، مصطفى اسلام ، ناصر بن شكر ، شرف بن راجح ، محمد صالح باناجه ، محمد نصيف ، عبداللَّه الصغير ، على محمد سلام ، ابو بكر باغفار ، محمد نور جوخدار ، احمد ناظر ، حمزه شيت ، سليمان ابو غليه ، حمزه جلال بابلى ، هاشم بن سلطان ، سليمان ابو داود ، عبدالرحمن ابراهيم زامكه ، احمد حماد ، محمد سرور الصبان ، عابد مقادمى ، عبدالرحمن باجنيد ، عثمان باعثمان ، امين سنباوه ، حسين محمد نصيف ، احمد بن عبدالرحمن . « 1 »

--> ( 1 ) . الثورة العربية الكبرى ، ج 3 ، ص 187 .