أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

69

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

به آن بئر بليله مىگويند يا اجياد كبير . و ديگرى سمت چپ كه امروزه به آن سدّ مىگويند يا اجياد صغير . البته مقصود من از ادامهء اين مسيرها ، معنايى نيست كه از باز شدن راه‌ها ، آن هم در امتداد شعب‌ها ، به ذهن شما مىآيد . در واقع ، اين عمران و آبادى است كه راه‌ها را مىگشايد و بر رفت و آمد مىافزايد . بنى تيم « 1 » در حوالى باب اجياد سكونت داشتند و خانه‌هايشان از سمت غرب تا حوالى مسجد امروزى - يعنى حدود صحن امروزى كعبه - مىرسيد . بنى مخزوم در ورودى اجياد كبير بودند ، درست جاى رواق امروزى . گروهى از ازد در پشت آنجا كه به بيمارستان مىرسد سكونت داشتند . پشت آن ، خانهء ابوجهل بن هشام بود كه خيلى با آن فاصله نداشت . در اجياد صغير به سمت جاده‌اى كه به سدّ متصل است ، خانه‌هايى از آن آل عدى بن عبدشمس بود . در اجياد جايى براى دكان‌ها و نيز خانه‌اى براى عبداللَّه بن جدعان بود ؛ جايى كه در آن « حِلف الفضول » انجام شد ؛ پيمانى كه ضمن آن قبايل متفق شدند تا اجازه ندهند كسى در مكه به ديگرى ستم كند . همان‌جا ، خانه‌هايى براى آل هشام بن سلمه بود و نيز چاهى كه ميان دو اجياد قرار داشت و آل سلمه با گروهى از همسايگان خود آن را كنده بودند و ساكنان ورودى شعب دو اجياد از آن استفاده مىكردند . تصور مىكنم اين همان چاه امروزى است كه پيش از بناى بيمارستان قرار دارد ؛ زيرا اينجا جايى است كه نقطهء مشترك دو اجياد است . بعد از ترك اجياد كبير و صغير ، در خيابان عمومى به سمت جنوب در مسفله ، ابتداى بازار حزوره در نزديكى باب الوداع است . در آنجا درهايى است كه در سمت راست تو در نزديكى مسجد به حدود مطاف مىرسد . مشهورترين آنها « باب الحنّاطين » است و من تصور مىكنم كه آنجا بازار گندم فروشان بوده است . حانط در لغت به معناى كثير الحنطه آمده است . جاى اين درب مىتوانسته محل مناسبى براى فروش محصولات جنوب چون گندم در مكه باشد . در همين سمت ، تيره‌هايى از آل صيفى سكونت داشتند . نيز خانه‌هايى براى آل عبدالدار و گروهى از بنىمخزوم بوده است . اگر اين مسير را در

--> ( 1 ) . در متن ، بنى تميم آمده كه خطاست و مقصود بنىتيم از تيره‌هاى قريش است . « ج »