أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

687

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مفتى شد . چيزى نگذشت كه شيخ عبدالرحمان سراج به منصب افتاء بازگشت تا آن كه شريف عون الرفيق از دست وى خشمگين شده او را عزل و شيخ صالح بن صديق كمال را منصوب كرد . با عزل وى عبداللَّه بن شيخ عباس بن جعفر بن صديق و پس از او شيخ عبدالرحمان سراج براى بار سوم به اين منصب دست يافتند . با عزل او باز شيخ عبداللَّه به مقام افتاء منصوب شد و تا زمان مرگش در دوران شريف على پاشا كه در جريان سفرش به يمن در سال 1325 درگذشت ، « 1 » در اين مقام باقى بود . با درگذشت وى ، شيخ عبداللَّه بن عبدالرحمان سراج مفتى شد . بنا به قولى شريف على پاشا او را كه در آستانه و در قصر شريف حسين بود ، به مكه خواست و زمانى كه آمد ، او را به مقام افتاء گماشت . « 2 » با امارت شريف حسين ، او نيز وى را بر اين منصب باقى گذاشت ، چرا كه از پيش ، روابط آنان استوار بود . زمانى كه شريف حسين ، پادشاه حجاز شد ، او را رئيس قضات و عضو مجلس وكلا كرد . « 3 » وى همچنان در منصب خويش بود تا حسين از مكه بيرون رفت و او هم وى را همراهى كرد . سپس در شرق اردن مستقر شد و در آنجا منصب رياست وزرائى را داشت تا چند سال بعد كه درگذشت . در اين وقت ، فرزندش حسين سراج جاى وى را گرفت و سفير حكومت اردن در مصر بود . روشن است كه افراد نامبرده كه از آنان به عنوان مفتى ياد كرديم ، صاحب منصبان اصلى در امر فتوا بودند و بر اساس مذهب رسمى دولت عثمانى ، مذهب حنفى داشتند . اما ساير مذاهب هم مفتىهاى خاص خود را در مكه داشتند كه از خاندان‌هاى علمى اين شهر بودند . طبعاً مشاغل آنان در درجهء دوم و پس از افتاء مركزى بود كه اختصاص به مفتيان پيش‌گفته داشت .

--> ( 1 ) . وى در رأس هيئتى از علما و اعيان كه عبارت بودند از شيخ محمد سعيد بابصيل ، شيخ صالح كمال ، شيخ محمدخياط ، شيخ عبداللَّه مفتى ، يك ياز تجار مكه و شيخ عبدالقادر قطب براى يك كار سياسى كه نصيحت امام يمن به جهت خروج او بر دولت عثمانى بود ، به يمن رفتند . در اين باره در جاى ديگرى سخن گفتيم . ( در متن كتاب سال 1225 آمده كه اشتباه است « ج » ) . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 3 ) . مجلس وكلا در دوره حسين ، به مثابهء هيئت وزرا بود . شايد به اين معنا كه آنان وكيل او بودند يا وكيل وزرايى كه‌هنوز معين نشده بودند .