أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
686
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خديجهء طبريه بود . وى سومين زن مشهور از آل طبرى است . نكتهء قابل ملاحظه آن كه اين سه زن ، در سه دورهء متوالى شهرت يافتند . يكى در دوران مماليك چركس ، دوم در دورهء اول عثمانى كه شرح حالش گذشت ، و سومى در اين دوره . چيزى نگذشت كه خاندان طبرى منقرض شد و تنها زنى از اين خاندان ماند كه يك نفر از آل دحلان وى را به زنى گرفت و سيد احمد زينى دحلان ( مؤلف خلاصة الكلام ) از وى به دنيا آمد . به جز اينان ، علماى ديگرى هم از كسانى كه اصل آنها مصرى و مغربى و تكرونى و هندى و سندى بود و در مكه مجاور شده بودند ، شهرت يافتند . برخى از اينان ، در مكه دانش اندوزى كرده بودند و پس از آن ، در آنجا مسجد و خانه را براى تربيت شاگردان آماده كردند . برخى از مشايخ مشهور از اين دست عبارتند از : احمد خطيب سنبس ، اسماعيل منكابو ، احمد جاوى ، مرزوقى جاوى ، محمد ازهر ، عبداللَّه بن محمد ازهرى ، محمد شاذلى ، نواوى خالدى ، نور الفطانى ، محمد سمباوا . وظيفهء افتاء در اين دوره ، به مانند دورهء نخست عثمانى ، خاندانهايى در مكه كار افتاء را بر عهده داشتند . شيخ عمر بن عبدالكريم بن عبدالرسول در سال 1228 مفتى شد . پس از وى شيخ عبدالحفيظ عجيمى ، بعد از او شيخ عبداللَّه ميرغنى در سال 1247 ، و سپس سيد محمد كتبى مفتى شدند . در زمان امارت شريف عبدالمطلب در سال 1267 بار ديگر مير غنى مقام افتاء را به دست آورد ، چرا كه ميرغنىها ، در دستگاه آل زيد مقرّب بودند . با عزل عبدالمطلب و امارت محمد بن عون در سال 1272 ميرغنى همچنان مفتى مكه باقى ماند تا درگذشت . پس از وى باز افتاء در اختيار سيد كتبى قرار گرفت كه تا زمان درگذشت او به سال 1280 در اختيارش ماند . با درگذشت سيد كتبى ، شيخ جمال عمر مفتى شد . پس از وى در سال 1284 شيخ عبدالرحمان بن عبداللَّه سراج ( بدون تشديد راء ) آن را در اختيار گرفت كه توسط شريف عبدالمطلب كه به سال 1297 دوباره امير شد ، عزل گرديد و سيد احمد بن عبداللَّه ميرغنى