أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
668
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ظواهر زندگى فعلى در مكه ، نشانگر آن است كه در حال حاضر ، و در مقايسهء با گذشته ، وضعيت يكنواختترى به خصوص در پوشش و عادات بر اين شهر حاكم است ؛ زيرا براىمثال ، علما و طلاب از جمعاهالى مكه ، در پوشيدن جبّه و عمامه به رغم اختلاف بسيار اندك ، و در پوشيدن قبا و عمامه همسان با يكديگرند . عمامهء آنان مانند فينهاى است كه روى آن لايهاى پارچهاى كه به رنگهاى مختلف بوده و به آن الفيه گويند ، مىبندند . نيز زير جبّه هم پارچهاى مىپوشند كه به آن شايه گفته مىشود . به علاوه ، با پارچهء بسيار نازك ، كمربندى درست كرده روى قبا مىبندند و از نعلين براى كفش استفاده مىكنند . طلبهها معمولًا از قبا استفاده كرده و عمامهء خود را روى يك پارچهء نازكى كه سرشان را مىپوشاند و به آن كوفيه يا طاغيه گفته مىشود ، قرار مىدهند . بسيارى از رجال شهر و صاحب منصبان هم پوشششان مانند علماست ، در حالى كه ساير طبقات مردم ، پوشششان شبيه به طلاب است . بدين ترتيب شاهديم كه طبقات مردم در پوشش به جز اندك تفاوت و در صورتى كه كارگران را منها كنيم ، تقريباً شبيه به يكديگر هستند . به طور معمول به طبقهء كارگران و كسانى مانند آنان از خردهفروشها و اهل حرف ، اولادُ الحارّه مىگويند و با اين تعبير آنان را از طبقهء علما و طلاب و شخصيتها و كارمندان و تجار جدا مىكنند . اگر قرار باشد هر كدام از اين طبقات را به لحاظ زىّ و پوشش دسته بندى كنيم ، بايد بگوييم كه اولاد الحارّه در پوشش ، بيشترين شباهت بايكديگر و در عين حال سادگى را دارند . آنان به يك پيراهن كه مىپوشند و كمربندى كه با آن ، ميان خود را مىبندند ، بسنده مىكنند تا در وقت كار ، آنچنان كه خود مىگويند ، راحتتر كار كنند . اين پوشش عمومى است كه طبقهء دوم هم نه فقط در مكه كه در ساير مناطق تابعه هم در آن مشاركت دارند و علاوه بر كمربند ، گهگاه جليقهاى هم روى همان لباس مىپوشند كه به آن سدارى يا سدريه يا ميتان مىگويند . بتنونى مىنويسد : « 1 » حجازىها كمربند را از شامىها گرفتهاند ؛ و چيزى كه من فكر
--> ( 1 ) . در كتابش با عنوان الرحلة الحجازيه .