أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

669

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مىكنم اين است كه حزام يك پديدهء شرقى بسيار قديمى است كه در بيشتر ادوار تاريخ ، همزمان نشانهء نيرومندى و زيبايى بوده است و سواران مماليك و پيش از آنان افسران عباسيان هم از آن استفاده مىكرده‌اند . در دوره‌هاى طلايى اسلام ، شاهد كمربندهايى هستيم كه با سنگ‌هاى قيمتى زينت مىشده است . باقى ماندن آن هم به عنوان يك سنّت موروثى ، به خاطر اهميتى است كه حزام در زيبايى و همين طور نشان دادن ابهت و نيرومندى دارد . مكهء دورهء مورد بحث ، استقرار و ثبات بيشترى نسبت به دوران پيش از آن داشت ؛ چرا كه اشراف كه رقباى يكديگر در قدرت بودند ، برابر تنظيمات جديد عثمانى تسليم شدند . به همين دليل ، اهالى مكه ، از آرامش اجتماعى بيشترى برخوردار شده و بهره‌هاى مادى و روحى بيشترى از خيرات عثمانىها و بخشش‌هاى حجاج مىبردند ؛ به طورى كه اين زمان به خاطر همين ثبات ، هزاران هزار وارد مكه مىشدند . ورود زائران به حجاز ، بعد از وارد شدن كشتىهاى بخار به عرصهء مسافرت از سال 1291 ، باز هم بيشتر و بيشتر شد . اين تحول ، در رشد اقتصادى مكه تأثير گذاشت و مكىها از زندگى بهترى برخوردار شدند و بار ديگر به اسراف و تبذيرى كه در روزگار اموى گرفتارش بودند ، روى آوردند . قصرهاى تفريحى در نواحى مختلف مكه ساخته شد كه بيشتر آنها در وادى فخ نزديك مرقد شهدا بود . آنان براى مناسبت‌ها و اعياد خود كارهاى بديعى كرده ، دسته دسته به جِعرانه ، وادى ميمونه ، وادى فاطمه ، و وادى شهدا مىرفتند ، در حالى كه لباس‌هاى زيبا و غذاهاى لذيد همراه داشتند . در آن‌جا جلسات و حَفْله‌هاى دوستانه‌اى با غنا و آوازه‌خوانان و اصحاب موسيقى به راه مىانداختند والبته براى زنان سهمى در اين مجالس انس نبود ؛ چرا كه روح باديه‌اى كه در زمان امويان براى زنان هم سهمى در اين امور قائل بود ، طى دوره‌هاى بعد ، از ميان رفته بود . اين زمان انديشهء حجاب ، زنان را كاملًا پرده‌نشين كرده بود . شمار طلاب و علمايى كه از اين عيش و رفاه بهره مىبردند ، اندك نبود ، حتى برخى از آنان از محافل طرب هم پرهيز نداشته ، به آنچه در آن مىگذشت مأنوس بودند و البته