أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
653
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
در آستانه پديد آمد و به مجلس نمايندگان حمله شد . در اين وقت برخى از اعضاى آن گريخته و برخى كشته شدند . خبر به سلانيك مقرّ اصلى اتحادىها رسيد . آنان در ارسال نيرو با فرماندهى محمود شوكت براى خواباندن فتنه در آستانه ، تأمل نكردند و محمود پاشا توانست بر اوضاع مسلط شود . هنگامى كه اتحادىها دريافتند سلطان عبدالحميد دوم ، در برآمدن اين فتنه نقش داشته است ، تصميم به بركنارى او گرفتند . از اين رو ، همزمان باتشكيل مجلس نمايندگان در سال 1326 آنان از شيخ الاسلام در بارهء حكم شخصى كه با شريعت به مخالفت پرداخته ، قسم خود را نقض كرده و بحران در مملكت پديد آورده است ، استفتا كردند . شيخ الاسلام هم فتواى به خلع سلطان داد و اين حكم اجرا شد . پس از آن ، سلطان را به همراه خانوادهاش با عدهاى اندك از خدمه ، راهى سلانيك كردند . مدتى در آنجا بود تا آن كه مصلحت را در بازگرداندن وى ديده ، او را به آستانه آوردند . وى در دست اتحادىها اسير بود تا آن كه در سال 1335 درگذشت . با خلع وى در سال 1326 برادر وى سلطان محمد پنجم مشهور به محمد رشاد به سلطنت رسيد . حاميان مشروطه در مكه زمانى كه اتحادىها به قدرت رسيدند و دستورات جديدى مثل امر سلطانى براى والى ترك در جده كه احمد پاشا بود در بارهء اعلان مشروطه رسيد ، احمد پاشا در اعلام آن اعلان با كندى اقدام كرد . وى به افسران برجسته گفت : براى پرهيز از فتنه بايد آرام آرام حركت كنيم . اما حاميان مشروطه از ميان افسران و سپاهيان و برخى از اهالى سخن او را نپذيرفته ، بر سرعت اعلام آن اصرار كردند . در اين وقت والى ، مسأله را با امير على بن عبداللَّه مطرح كرد كه در اقامت تابستانىاش در طائف بود . وى از او خواست به جدّه بيايد و او را در فرونشاندن شورش كمك كند . وى نيز به او نوشت كه با تأخير در اعلان مشروطه موافق است ، اما با آمدن به جده براى خواباندن فتنه موافق نيست . حاميان مشروطه در جده ، توانستند راتب پاشا را دستگير كرده ، او را به صورت اسير به قلعهء مكه بفرستند . سپس مشروطه را اعلام كرده و در خيابانهاى مكه و طائف و جده