أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

652

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

بازگشت مشروطه به استانبول سياست سختگيرانهء عبدالحميد ، نتوانست مدافعان مشروطه‌اى را كه او منحل كرده بود ، سست كند ، چنان كه بيدارى جاسوسان وى و روش‌هاى هولناك وى مانع از ادامهء اقدامات انقلابى آنان نشد . آنان پس از كشته شدن مدحت پاشا در سال 1291 فعاليت خود را از سر گرفتند و در رأس آنان نيازى و انور ، به تشكيل جمعيت‌هاى مخفى در سلانيك و پس از آن در رسنه و مناستير مشغول شدند . آنان نيز به نوبهء خود مراقب كارهاى عبدالحميد و در پى فرصتى براى انقلاب بر ضد وى بودند . در نهايت ، كارهاى آنان پس از سى سال نتيجه داد ، به طورى كه در سلانيك اعلان وجود كردند و بسيارى از افسران سلطان عبدالحميد نيز به آنان پيوستند . زمانى كه عبدالحميد سپاهى را براى تنبيه آنان فرستاد ، بسياى از فرماندهان اين سپاه هم به آنان پيوسته ، در صفوف آنان به جنگ پرداختند . در اين وقت ، شخصيت‌هاى مدافع مشروطه ، سلطان عبدالحميد را در قصرش در آستانه ، محاصره كرده و او را مجبور به پذيرش مشروطه با بودنش در مقام سلطنت كردند . او نيز با خواستهء آنان موافقت كرد و در 27 جمادى الثانى سال 1326 در عثمانى اعلان مشروطه كرد . بدين ترتيب بار ديگر مشروطه خواهان به قدرت رسيده ، به تنبيه سلطنت طلبان مشغول شدند و آنان را از مراكز قدرت دور كرده ، سرنوشت كشور را در دست گرفتند . مجلس نمايندگان كه از بلاد مختلف عثمانى بودند ، تشكيل شد . چيزى نگذشت كه حزب اتحاد ، با يكديگر به مخالفت برخاستند ، زيرا برخى از نژادها مانند عرب و ارمنى و غيره به دنبال استقلال از تركها بودند ؛ همچنان كه متدينين نيز به دليل تسامح رهبران مشروطه نسبت به امور دينى و مخالفت برخى از قوانين آنان با اسلام ، شروع به انتقاد از ايشان كردند . بحران بالا گرفت و احزاب مختلفى كه برخى مدافع دين و برخى مدافع قوم‌گرايى بودند ، پديد آمدند و به تدريج سخن از سقوط حزب اتحاد به ميان آمد . فتنه