أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
636
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
كه دولت هزينهاى برابر با 1700 جنيهء عثمانى براى آن پرداخته كرده بود و به علاوهء دو هزار جنيه كه براى مخارج سفر وى داده بود ، عازم مكه شد . همراه وى در اين كشتى ، گروهى فنى براى معين كردن حدود سرزمين قبايل حرب به حجاز مىآمد ، جايى كه گرفتار جنگها و فتنههاى فراوان شده بود . وى در هفتم جُمادى الاولاى به ينبع رسيد . يك هفته در آنجا ماند . در آنجا شنيد كه مدينه دوران سختى را از فشار اقتصادى و تنگدستى مىگذراند ودليل آنهم نرسيدن ارزاق و غلّات به اين شهر است كه خود نتيجهء ناامنى راهها و نرسيدن قافلههاست . وى دستور داد تا ارزاق را از ينبع به آنجا حمل نمايند . به دنبال آن ، هزار شتر اين ارزاق را به سوى مدينه بردند كه مورد استقبال فراوان و سرور بىاندازهء اهل مدينه شد . قيمتها پايين آمد به طورى كه يك آقه گوشت به 3 قروش و يك كيله برنج به 5 قروش و نصف كيله گندم به چهار و نيم قروش به فروش رسيد . پس از آن كه عبدالمطلب دو هفته در مدينه ماند ، به ينبع بازگشته ، دوباره سوار يك كشتى كه منتظر وى بود شد و عازم جده گرديد . در آنجا چهار روز ماند و مورد استقبال بزرگان شهر و نمايندگانى كه از مكه آمده بودند ، قرار گرفت ، سپس به مكه منتقل شده ، در شب جمعه 18 جمادى الثانى سال 1297 طىّ مراسم بسيار باشكوهى وارد مكه شده ، به قصرش در قراره رفت . « 1 » حضراوى « 2 » به رجال دايرهء اميريه اشاره كرده ، مىنويسد : از جملهء كسانى كه با شريف عبدالمطلب بود ، مردى شامى با نام جمال افندى و فردى يمنى با نام محمد جابر بود . گفته مىشد كه فرد اخير مأمور بخشى از گمركات است . وى در گذشته با تهمت تصرّف اموال دولتى در دوران امير عبداللَّه دستگير شده بود كه توانست از آنجا به استانبول برود و به شريف عبدالمطلب بپيوندد و از اطرافيان او شود . زمانى كه شريف به امارت رسيد ، وى اين شخص را به رياست دايرهاى كه به همراه يك كاتب تركى به نام ايوان افندى و فردى ديگر از تركهاى متولد مدينه با نام حسين طلعت وى را در كارها
--> ( 1 ) . اين قصر در سال 1382 ق منهدم و به جاى آن خيابان و مغازه ساخته شد . ( 2 ) . تاج تواريخ البشر ، خطى .