أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
635
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
اما اين افغانى كلمهاى در اين باره كه بتواند موضوع را روشن كند ، اظهار نكرد . بازجويان با همهء شكنجههايى كه به وى دادند نتوانستند چيزى در اين باره از او به دست آورند . در اين وقت ، اين احتمال داده مىشد كه كسانى در جده در اين كار دست داشتهاند ، چرا كه شريف ، به ميهمانى يكى از بزرگان آنان دعوت شده بود و در اين مسير درست وقتى كه در حال ورود به خانهاى بود كه بدان دعوت شده بود ، كشته شد . وجيه ، جدهء شيخ محمد حسين نصيف كه خود برادر زاده شيخ عمر نصيف بود ، كسى كه شريف حسين شهيد نزديك خانهء او كشته شده بود ، دليل ديگرى را براى ترور شريف بيان كرد ، چيزى كه از برخى از نزديكانش شنيده بود . خلاصهء آن مطلب اين بود كه عبداللَّه بن محمد بن عون ، برادر شهيد ، در زمان امارت خود ، محمد شروانى پاشا داغستانى والى مكه را كشته بود . برادر مقتول به دنبال گرفتن ثار برادرش بود . زمانى كه به مكه آمد ، عبداللَّه بن محمد بن عون مرده بود و او برادر وى يعنى همين حسين بن محمد را كشت . وى بناى آن را داشت كه بگويد قاتل نه افغانى بلكه داغستانى و برادر شروان پاشا بوده است . امارت عبدالمطلب بن غالب براى بار سوم زمانى كه خبر اين رخداد به دربار عثمانى رسيد ، سلطان عبدالحميد ، عبدالمطلب را براى بار سوم به امارت منصوب كرد . وى در آن وقت در استانبول بود و در هفدهم ربيع الثانى سال 1298 عازم مكه شد . « 1 » در نشريهء جوائب تركى « 2 » آمده است : حضرت سيد الجليل الأثيل مولانا الهمام الكامل ، عقد آل البيت النبوي المعظم ، سلالة الأماجد القاطنين ببلد اللَّه الأمين والحطيم وزمزم الشريف ، عبدالمطلب بن المرحوم الشريف غالب ، عازم مكه شد . حضراوى هم در تاج تواريخ البشر « 3 » مىنويسد : او با يك كشتى بخار سلطانى ويژه
--> ( 1 ) . تذييل شفاء الغرام ، ص 313 . ( 2 ) . به نقل از تاج تواريخ البشر ، خطى . ( 3 ) . نسخهء خطى .