أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
621
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
قصيم ميان دو سپاه را صلح دادند و امير رياض پذيرفت تا خراج سالانهاى به مقدار ده هزار ريال به سلطان عثمانى بپردازد . در سال 1265 و 1266 دربار عثمانى به عبداللَّه و على و حسين و عون فرزندان شريف محمد ، نشانهايى داد و به آنان رتبهء وزارت بخشيد . جنگ در عسير در اين وقت ، فتنههايى در عسير و پس از آن در يمن پديد آمد و دولت عثمانى ، شريف محمد را مكلّف كرد تا در رأس سپاهى براى تأديب شورشيان حركت كند . وى پسرش عبداللَّه را به عسير فرستاد كه منجر به صلحى در سال 1265 شد . خودش نيز به سمت يمن رفته ، شهرهاى آن نواحى و از جمله صنعا پايتخت يمن را فتح كرد و تنظيمات جديدى را مطابق ميل دربار عثمانى ايجاد كرد . اين رخداد در همان سال 1265 بود . « 1 » اوقاف سلطانى در جريان غيبت وى از مكه ، ادارهء امور در اختيار حسيب پاشا والى ترك بود . وى به امور شرعى توجه خاصى نشان داد و براى صدور احكام جديد از مجلسى از علماى مذاهب اربعه استمداد كرد ، جز آن كه اندكى بعد با آنان اختلاف نظر پيدا كرد . اين والى ترك بر آن بود تا اوقافى را كه مردم با بهانههاى مختلف بر آنها دست اندازى كردهاند از تصرّفشان درآورد ، اما علما در اين باره حاضر به همراهى با او نشدند . مفتى وقت مكه سيد عبداللَّه ميرغنى به مخالفت با او برخاست . وى هم او را عزل نموده ، منصبش را به سيد محمد كتبى سپرد . او هم مطابق ميل وى رفتار نكرد و اختلاف ميان او و علما بالا گرفت . در پايان ، بحث بر سر خانهاى در صفا شد كه عبداللَّه بن عقيل برادر سيد اسحاق بن عقيل با استفاده از فرجهها و فرصتهايى كه در اوقاف سلطانى هست ، آن را ساخته بود . زمانى كه عبداللَّه بن عقيل دريافت كه بسا خانه را از وى بگيرند ، در اين باره از علما و
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 314 .