أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
536
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مسائل عمومى مكه در دورهء اول عثمانى وضعيت سياسى گذشت كه با رسيدن سپاه عثمانى به مصر ، فرمانده آن سپاه به امير وقت مكه شريف بركات نوشت كه در صورت دعاى براى عثمانىها ، با امارت او در مكه موافقت مىشود . بركات هم اين پيشنهاد را پذيرفت و بدين ترتيب روابط ميان مكه و عثمانىها آغاز شد . و بدين ترتيب بود كه اشراف همچنان به عنوان صاحبان مكه باقى مانده و پى در پى از ميان آنان اميرانى بر اين شهر حكومت كردند . اين امارت به صورت ارث يا غلبه ، به امير بعدى از همين اشراف منتقل مىگشت . شريف جديد به محض آن كه بر تخت امارت مىنشست ، نامهاى به خليفهء عثمانى مىنوشت و او را از وضعيت جديد آگاه مىساخت تا فرمان تازهء خليفه را در تأييد امارت بگيرد . اين فرمان در مسجد و در حضور اصحاب حلّ و عقد و در مراسمى با شكوه و با آداب و رسوم خاص خوانده مىشد . ساير شهرهاى حجاز هم تابع مكه بود و به طور معمول ، كسى از ناحيهء امير مكه ، به ادارهء امور آنها مىپرداخت و البته در شهرهاى ديگر مانند مدينه و ينبع و جده ، يك حاكم تركى هم به عنوان نمايندهء دولت عثمانى با كسى كه از طرف امير مكه منصوب بود ، در ادارهء امور مشاركت داشت . در جده يك لشكر عثمانى به فرماندهى يك صنجق نظامى حضور داشت كه جايگزين لشكر چركسى شكستخوردهء پيشين بود و البته در كنار آن براى ادارهء امور اهالى يك نفر هم از طرف امير مكه حضور داشت كه به طور معمول به او وزير جده