أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
537
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
گفته مىشد . كارى كه علاوه بر صنجق جده ، به وظايف اين نمايندهء دولت عثمانى افزوده شده بود عنوان مَشْيَخَةُ الحرمين براى مباشرت در كارهاى تعميرات مكه و نيز اشراف بر ادارهء كارها در مكه بود ، چيزى كه پيش از آن هم كسى از طرف چراكسه آن را انجام مىداد . صنجق جده ، دستورات خود را مستقيم از استانبول و يا در مواردى از والى ترك در مصر دريافت مىكرد و به حكم شغلى كه داشت در جريان عزل يك امير معزول از اشراف و نصب ديگرى ، و تقديم خلعت ، مساعدت مىكرد . والى ترك مصر هم مىتوانست در امور مكه مداخلاتى داشته باشد ، زيرا سلاطين عثمانى به آنان اعتماد داشته ، به آراى آنان به خاطر نزديكىشان به حجاز احترام مىگذاشتند ، در حالى كه خودشان از مكه بسيار دور مىبودند . طى دو قرن نخست سلطهء عثمانى ، هيچ نيروى نظامى از عثمانى در مكه حضور نداشت ، اما پس از آن ، در جريان حوادثى كه شرحش گذشت ، ديديم كه شمارى از سپاه انكشارى در حوالى قرن دوازدهم هجرى در اين شهر مستقر شدند و تأثير آن در رخدادهاى اين شهر آشكار شد . فرماندهى اين نيرو با سردارى بود كه از صنجق جده دستور مىگرفت . در بيشتر اين دوره ، عثمانىها جز در دو منصب قاضى و محتسب ، كسى را در شهر عزل و نصب نكرده و مأمورى نداشتند . كار محتسب هم در بيشتر اوقات به صنجق جده كه همان شيخ الحرم بود واگذار مىشد . اما وظيفهء افتاء در اين شهر بر عهدهء علماى مكه و با حكم امير و تأييد دولت عثمانى بود . ما در فصلى خاص به شرح اسامى خاندانهاى علمى مكه كه منصب افتاء را در اختيار داشتند خواهيم پرداخت . صنجق جده به رغم آن كه كارش نظارت بر شؤون حرمين بود ، اما به حكم منصبى كه داشت در جده مىماند و به جز در دورهء دوم عثمانى ، به مكه منتقل نشد كه شرحش خواهد آمد . اين صاحب منصب ترك ، با اين كه در جده اقامت داشت ، اما به مرور زمان بر سلطهاش افزوده مىشد تا به آنجا كه نظارت بر اجراى تمامى اوامر سلطانى در اختيار او