أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

514

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

شود و بتواند با سياست بهترى به مانند پدرش به ادارهء امور پردازد . بدين ترتيب امنيت و آرامش در آن نواحى تا سال 1171 گسترش يافت . در اين وقت ، ميان شريف مساعد و برخى از اشراف اختلاف پيش آمد و عبداللَّه العفر با امير الحاج شامى و مصرى در موسم سال 1171 ديدار كرده ، با دادن رشوه خواستار عزل مساعد و نصب مبارك بن محمد بن عبداللَّه بن سعيد شد . اين كار به انجام رسيد ، بدون آن كه مساعد از آن مطلع باشد . زمانى كه در ذى حجه خواستند خبر امارت مبارك را اعلام كنند ، گروهى از سپاهيان را بر بام حرم و در مأذنه‌ها و برخى از خانه‌هاى اطراف دارالسعاده در نزديكى باب الوداع ، جايى كه مساعد سكونت داشت ، مستقر نمودند . من نمىدانم اين چه نظامى بود كه به امراى حج اجازهء عزل امير منصوب از طرف دربار عثمانى را براى نصب ديگرى مىداد . حتى اگر فرض كنيم شكاياتى به امراى حج مىرسيد كه درست هم بود ، باز هم نمىتوانيم بفهميم كه آنان صلاحيت عزل و نصب را بدون اطلاع خليفه و صدور فرمانى در اين باره داشتند . اما آشفتگى در نظام ادارى نتيجه‌اش چيزى جز همين مشكلات و نزاع ميان اشراف و افزايش ناامنى در اين بلد امين نبوده است . با شروع صداى تيراندازى ، شريف مساعد هوشيار شد . به همين جهت از سپاه يمنى خود استمداد كرد و به حاكم بازار هم پيغام فرستاد تا از بازارىها هر كس را كه مىتواند براى دفاع بسيج كند . بدين ترتيب نبردى سهمگين ميان دو گروه در خيابان‌هاى مكه رخ داد كه 24 ساعت به درازا كشيد . اين نبرد با پيروزى مساعد و شكست سپاه امراى حج پايان يافت . به دنبال شكست آنان ، لشكرگاهشان مورد غارت قرار گرفت و هر چه در آن بود بردند ، به طورى كه هيچ ذخيره‌اى براى آنان نماند . امراى حج درخواست صلح و بازگرداندن اموالشان را كردند كه مساعد پذيرفت و بدين ترتيب بخشى از اموال غارت شده به آنان بازگشت . كار به همين جا خاتمه نيافت ، چرا كه امير الحاج شام كه يكى از افراد درگير در اين حادثه بود سال بعد از 1172 هم در مقام امارت حج عازم شد و زمانى كه حجاج از انجام