أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

512

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

نتوانست روى منبر قرار گيرد ، به همين جهت خطبهء خود را در باب الزياده « 1 » ايراد كرد و نماز را در حالى كه تنها پنج نفر با او بودند ، اقامه نمود . در سال 1159 باز سيل ديگرى آمد ، در حالى كه مردم در منى بودند . بسيارى از حجاج غرق شدند به طورى كه شمار زيادى از مردگان در راه‌ها افتاده بودند . « 2 » در روزگار مسعود ميان وى و وزير تركى مقيم جده درگيرى پيش آمد . گفته‌اند كه وزير از ارسال سهم شريف مسعود از وارادت جده ممانعت به عمل آورد و اين سبب خشم مسعود گرديد . نزاع ادامه يافت . مسعود آدمى نبود كه حاضر به توهين در كفايت و كارآمدى خويش بوده يا در اين باره اهل چانه زدن باشد . به همين جهت برادرش جعفر را با سپاه عظيمى براى جنگ با جده و خوار كردن وزير تركى ارسال كرد . وزير در جده متحصن شد و توپخانه‌ها را در اطراف ديوارها نصب كرد . اما سپاه مسعود چندان بود كه قلعهء وزير را تصرف كرد و توانست از سمت جنوبى آن و با كمك اهالى ، وارد جده شود و به شهر يورش برد . در اين وقت ، وزير با شمارى از خواص خود به سمت دريا رفته در كشتى نشست و خود را نجات داد . بدين ترتيب شريف توانست جده را زير سلطهء خود درآورد . وى گزارش آن را به دارالخلافه نوشت و آنان وزير ديگرى فرستادند و به او گفتند كه فوراً سهم شريف مسعود را بپردازد . « 3 » آغاز حركت محمد بن عبدالوهاب در همين دوره بود كه كار محمد بن عبدالوهاب در نجد آغاز شد ، به طورى كه او ميان قبايل مىگشت و روز به روز به شمار پيروانش افزوده مىشد . نجدىها كسى را نزد مسعود فرستاده ، از او خواستند تا به آنان و همراهانشان اجازهء برگزارى حج بدهد ، اما او نپذيرفت . آنان شمارى از علمايشان را به نمايندگى از خود به مكه فرستادند و با علماى اين شهر مناظره كردند ، اما به سرانجامى نرسيد .

--> ( 1 ) . در چاپ جديد تاريخ مكه ، در غالب موارد ، و به اشتباه ، باب الزياده تبديل به باب الزياره شده است . « ج » ( 2 ) . همان ، ص 194 . ( 3 ) . تاج تواريخ البشر ، خطى .