أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
510
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
با اين همه ، وجود آرامش ياد شده به معناى خالى بودن مكه از فتنه و آشوب نبود . در دوران وى ، برخى از بنى حسن « 1 » در جنوب مكه شورش كرده ، راه را بر تجار بستند . همين طور قبيلهء بقوم در شرق طائف سر به شورش برداشت . وى برادرزادهاش را به مقابله با شورش نخست فرستاد كه پيروزمندانه بازگشت . همين طور فرماندهء ديگرى را براى مقابله با قبيلهء بقوم فرستاد كه آنان نيز تسليم وى شدند . اعلان لعن بر رافضه در روزگار امارت وى بود كه فرمان لعن بر روافض صادر شد . سببش آن بود كه نادرشاه عجم ، عليه عثمانىها جنگ كرده ، توانست بخشى از سرزمينهاى آنان را در عراق تصرّف كند . سپس يكى از علماى شيعه را با نامهاى نزد مسعود فرستاد . متن نامه آن بود كه ما و خليفه عثمانى اتفاق كرديم كه به طور مشترك روى منبر مكه به ما دعا شود و مذهب جعفرى ما در آنجا ظاهر گردد و امام ما در كنار چهار امام مذاهب ديگر نماز بگذارد . وى در نامهء خود تهديداتى هم كرده بود . اين كار براى مسعود گرفتارى ايجاد كرد و همه در مكه درمانده شدند و آراء آنان مختلف شد . وزير تركى كه مقيم جدّه بود در پى مسعود فرستاد كه آن عالم را نزد وى بفرستد تا او را بكشد . اما شريف مسعود آن را نپذيرفت و گفت : من او را نگاه مىدارم تا ماوقع را براى دربار عثمانى بنويسم و جواب بگيرم . وزير از اين پيشنهاد راضى نشد و گويا چنين تصور كرد كه شريف مسعود تمايل به مذهب جعفرى دارد . شريف نيز موقعيت دشوار خود را حس كرد و شايد به او خبر رسيد كه در حال انتشار چنين خبرى در بارهء او هستند . به همين جهت دستور داد تا در منابر رافضه را لعن كنند تا از اتهام تبرئه شود . اين واقعه در سال 1157 روى داد . در همين سال جواب خليفهء عثمانى به مكه رسيد كه آن عالم جعفرى را به اميرالحاج تسليم كنند تا او را به دربار عثمانى ببرد و او همچنين كرد . « 2 »
--> ( 1 ) . منسوب به حسن بن عجلان بن رميثه كه تا امروز اعقاب آنان هستند . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 193 .