أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
496
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
جملهء جاودانه در اين باره گفت : بعد از گرفتن امارت ، بايد در انتظار عزل بود . و زمانى كه معزول گشتى از هر سوى مطرود خواهى بود ! چيزى نگذشت كه به همراهى با ديگر اشراف پرداخت تا كار در اختيار بزرگ آلبركات يعنى يحيى بن بركات قرار گيرد . عبدالمحسن در اين باره به امير الحاج شامى نامه نوشت « 1 » و اين تأثير زيادى روى امير الحاج و تمامى اشراف از آل بركات داشت ؛ زيرا شريفى مانند او از آل زيد ، وقتى تمايل به انتقال امارت به آل بركات از خود نشان داد ، به صورت طبيعى اقدامى قابل احترام بود . امارت يحيى بن بركات در ششم ذىحجهء سال 1130 امارت يحيى اعلام گرديد و همزمان على بن سعيد بدون هر گونه مقاومتى مكه را ترك كرد . امارت وى چند ماه بيشتر به طول نينجاميد . « 2 » يحيى به هوشيارى مشهور بود . وى شبها با سپاه همراهى مىكرد تا آن كه پس از طلوع فجر به مسجد الحرام رفته ، نماز را اقامه مىكرد . وى اين كار را حتى در شب ازدواج خود هم ترك نكرد . « 3 » به رغم اين وضعيت ، چيزى نگذشت كه باز ميان آل بركات و آل زيد اختلاف شد . آل زيد اصرار داشتند كه مىبايست امارت به آنان باز گردد و فعاليت در اين باره را اندكى پس از روى كار آمدن يحيى آغاز كرده ، طى سال 1131 و بخشى از سال 1132 ادامه دادند . مرگ شريف عبدالمحسن هم تأثير خاص خود را داشت به طورى كه آل زيد بر ضد امير مكه اعلام جنگ كرده ، او را از شهر بيرون رانده و بر شهر تسلط يافتند . « 4 »
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 170 . ( 2 ) . تذييل شفاء الغرام ، ص 309 . ( 3 ) . اتحاف فضلاء الزمن ، طبرى مكى ، خطى . ( متن چاپى رويدادهاى تا سال 1124 را دارد ) . ( 4 ) . إفادة الأنام ، خطى .