أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
493
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ثروتمندان هند در اواخر دوران شريف عبدالكريم بود كه از سوى ثروتمندانى از هند ، صدقهء بزرگى به مقدار پنج هزار لكوك « 1 » براى فقراى حرمين رسيد و ميان آنان توزيع شد و به سبب آن خير بزرگى به مكه رسيد . « 2 » اما من نمىدانم چرا ثروتمندان هند ، آن روز در اين فكر نيفتادند كه با اين پول يك طرح زراعى يا صنعتى در مكه درست كنند كه خير دائم آن به اهل اين شهر برسد . ترديد ندارم ، اگر مسلمانان در آن زمان اينچنين فكر كرده بودند مكهء امروز ، شأن ديگرى داشت . امارت سعيد بن سعد براى بار پنجم زمانى كه شريف سعيد دانست كه عبدالكريم از مكه بيرون رفته است ، با موكبش در اواخر ذى قعده به مكه آمد و مورد استقبال قرار گرفت . در آنجا بود كه اصحاب حلّ و عقد كه به طور معمول ، اسير اين جزر و مدها بودند تهنيت گويان او را همراهى مىكردند . بدين ترتيب بود كه سعيد براى پنجمين بار به امارت مكه رسيد . « 3 » عبدالكريم شرايط جديد را پذيرفت و از سعيد خواست تا به وى اجازه دهد در الحميه « 4 » نزديك وادى مر اقامت كند . سعيد هم به او اجازه داد . پس از مدتى به ديار قبيلهء حرب رفته ، مدتى آنجا بود و از آنجا هم عازم مصر شد تا آن كه در طاعون سال 1123 در همان جا در گذشت . سعيد هم پس از تحمل مصايب براى شش سال بر مسند امارت سعيد در محرم سال 1129 بود كه بيمار شد و چيزى نگذشت كه در 21 همان ماه
--> ( 1 ) . يك « لك » در فرهنگ هندى ، يك صد هزار است . ( 2 ) . تاج تواريخ البشر ، خطى . ( 3 ) . تذييل شفاء الغرام ، ص 309 . ( 4 ) . چاهى در مرظهران در شمال حديبيه كه قريهاى هم دارد . اين چاه سالها پيش خشك شد ، اما زراعت به خاطر بودنچندين چاه همچنان ادامه دارد .