أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

49

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مطالبى كه به نوعى به شكل‌گيرى مكه باز مىگردد باقى بمانيم و گذشته را به حال پيوند بزنيم ؛ اما روايات مفصّلى را كه در بارهء هجرت اسماعيل و مسائل حاشيه‌اى آن در تواريخ اسلامى آمده است ، براى دوستداران وا مىنهيم . روزگار اسماعيل اسماعيل در نخستين روز ورودش به مكه ، كودكى بود كه به همراه پدر و مادرش آمد ؛ چه مكه جايى بود كه گياهانى در آن مىروييد . « 1 » گفته شده است كه عمالقه پيش از اين تاريخ در آنجا سكونت داشتند ؛ و زمانى كه اسماعيل پاى به مكه نهاد ، در اوضاعى كه چگونگى آن چندان ثابت و دانسته نيست ، قبيلهء جُرهم ، جاى عمالقه را اشغال كرده بود . بدين ترتيب بايد تصور كرد كه جرهم نيز پيش از آن ، در مكه يا جايى نزديك به آن مىزيستند . روايات و اخبار مورّخان اسلامى در بارهء چگونگى اوضاع مكه ، در بارهء هجرت اسماعيل به مكه و همراهى پدر و مادرش و اين كه آنجا زمينى بود كه قطره‌اى آب در آن نبود ، مختلف است . اما اين اخبار بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه ابراهيم ، هنوز با فرزندش اسماعيل در اين سرزمين خشك ، خداحافظى نكرده بود كه روى به درگاه خداى آورده عرض كرد : رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ ( سورهء ابراهيم ، آيهء 35 ) كما اين كه مورّخان پذيرفته‌اند كه اسماعيل هنوز از تشنگى نمرده بود كه چشمهء زمزم پيش چشمان مادرش آشكار شد و خود و فرزندش از آن آب نوشيدند . « 2 » جرهميان خبر برآمدن اين چاه را شنيدند . در خبرى آمده است : جرهم در فاصله‌اى نزديك به مكه زندگى مىكردند و با شنيدن اين خبر ، اجازه خواستند تا منازل

--> ( 1 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ص 19 و 20 . ( 2 ) . اشاره به احاديثى است كه ابن عباس از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده و احاديث بلندى است كه بخارى آنها را در كتاب الانبياء ج 6 ، ص 395 - 407 ، احاديث ش : 3362 ، 3363 ، 3364 آورده است .