أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
50
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خود را به نزديكى اين چاه منتقل كنند . آنان حضانت اسماعيل را بر عهده گرفتند و او در ميان ايشان باليد و پروريد ؛ از آنان عربى را فرا گرفت و دخترى را از آنان اختيار كرد . بدين ترتيب از او نسلى پديد آمد كه مورّخان ، نام عرب مُستعربه - يعنى نسلى كه عرب نبودند اما عرب شدند - را بر آنان گذاشتند . زمانى بعد ، ابراهيم عليه السلام بازگشت تا از فرزندش اسماعيل ديدن كند و در ضمن به او بگويد : خداوند دستور بناى بيت الحرام را داده و آن دو مىبايست ديوارهاى كعبه را بالا ببرند . به دنبال آن بود كه آن دو ، جاى قديمى ديوارههاى كعبه را در چند قدمى چاه زمزم يافتند . « 1 » وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . ( سورهء بقره ، آيهء 127 ) . زمانى كه ديوار كعبه اندكى بالا رفت ، چندان كه ابراهيم براى ادامهء بنا ، دستش به بالاتر از آن نمىرسيد ، اسماعيل سنگى آورد تا پدر بر آن ايستاده و ديوار را بالاتر برد . اين سنگ را « مقام ابراهيم » يعنى جايى كه ابراهيم بر آن ايستاده ناميدند . يا آن كه مكان آن را به اين نام ناميدند ، جايى كه آن سنگ را در آن رها كردند . اين سنگ تا به امروز باقى مانده و در محدودهء مَطاف در جايى است كه ابراهيم آن را در آنجا گذاشت . اين مطلب مضمون برخى از روايات تاريخى است . در نقلهاى ديگر چنان است كه سنگ در جايى نزديك به محلّى بود كه ابراهيم آن را ترك كرد . به همين دليل ، مفسّران در بارهء معناى مقام ابراهيم اختلاف نظر دارند ؛ برخى آن را بر خود سنگ اطلاق مىكنند ، برخى بر جايى كه سنگ در آن قرار گرفته يا قرار داشته است . چنان كه برخى از آنان اين تعبير را بر تمامى مسجد يا تمامى منطقهء حرم تا ابتداى منطقهء حِلّ اطلاق كردهاند . « 2 » و اين چنين بود كه اسماعيل ، مكه را پديد آورد و پدرش با كمك او خانهء خداوند را ساخت .
--> ( 1 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ، ص 24 و بعد از آن . ( 2 ) . ترجيحاً بايد گفت كه مقصود خود سنگ است ؛ چنان كه در بخارى در حديثى در ذيل آيهء « و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى » ( بقره : 125 ) اين نكته آمده است .