أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
465
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
حركت آنان فراهم شود . مساعد هم پذيرفت . در صبح شبى كه شريف سعيد مكه را ترك كرد ، مجلسى در مسجد در پشت مقام حنفى با حضور اشراف ، والى جدّه ، قاضى ، مفتى ، علما و شخصيتهاى مكه برگزار شد و طى آن مساعد به عنوان وكيل عمويش به عنوان امير مكه انتخاب شد تا شريف احمد از راه برسد . « 1 » شريف احمد در دوم ذىحجهء سال 1095 به مكه رسيد و با موكبى بزرگ وارد شد . او طبق عادت براى تبريك و تهنيت مردم جلوس كرد و شعرا كه پيش از آن و بعدها هم ، كسانى ديگر را ستايش كرده مىكردند ، او را مدح كردند . چيزى نگذشت كه احمد توانست عدالت را حاكم كند و پس از يك دوره اضطراب و آشوب ، آرامش را به مكه و راهها باز گرداند . « 2 » حادثهء شيخ قلعى در اين دوره حادثهاى كه به حادثهء شيخ قلعى معروف شد ، رخ داد . خلاصهء ماجرا اين بود كه نمازگزاران در مسجدالحرام ، در صبح روز 15 ربيع الثانى سال 1097 منتظر آمدن امام جماعت بودند كه نامش تاجالدين القلعى بود . اما او نيامد و يكى از حاضران جلو رفته ، نماز را اقامه كرد . در اين وقت ، والى جده كه شيخ الحرم اين دوره بود ، يعنى احمد پاشا در مسجد حضور داشت و وقتى فهميد كه شيخ قلعى ، تأخير كرده است ، خشمگين شده ، او را به مدرسهء داووديه فرا خواند و دستور داد شلاق به پايش زدند . ديگر امامان كه از كتك خوردن همكار خود مطلع شدند ، خشمگين شده ، بلافاصله جريان را به شريف احمد اطلاع دادند و از او خواستند استعفاى آنان را از امامت نماز بپذيرد يا آن كه با تأديب احمد پاشا از شرف آنان دفاع كند .
--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 4 ، ص 529 . ( 2 ) . همان ، ج 4 ، صص 549 - 550 .