أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

462

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

استخدام كردند ، تا از دستهء آنان و سهمشان حمايت كند . اشراف ، برابر سهمى كه دريافت مىكردند ، مكلّف شدند تا اجزاء خاص خود را در هر نقطه حراست كنند . به اين ترتيب هر كدام از آنان براى كار خود نيروى نظامى استخدام مىكرد و اين به آن معنا بود كه شهر ميان چيزى بيش از يك حكومت توزيع شده و بيش از يك نفر در قبال امنيت آن شهر مسؤول باشد . « 1 » من نمىتوانم درك كنم كه اين نظام چه معنايى داشت ؟ و چرا ترك‌ها چنين سنتى را پايه‌گذارى كردند ؟ و اگر آنان پايه‌گذارى نكردند چرا آن را پذيرفتند ؟ و در پشت سر آن به دنبال چه هدفى بودند ؟ اصلًا من از اصل اين سنت و اين كه چه زمانى پايه‌گذارى شده خبر ندارم ؛ چرا كه مورّخان مكه چيزى در اين باره ، پيش از اين زمان ، نگفته‌اند . به هر روى اوضاع در هم ريخت و در مكه بيش از يك نفر مسؤول شد ، چنان كه هر مسؤولى ، نظام ادارى و موظّفان و دريافت‌كنندگان و نگهبان خاص خود را داشت . طبعاً برخورد اين گروه‌ها و ادارات با يكديگر رو به فزونى گذاشت و شريف سعيد از چنين توزيع ثروت و قدرتى ، چيزهايى ديد كه برايش غير قابل تحمّل بود . شريف سعيد مانع از آن مىشد كه اشراف نيروهاى نظامى اختصاصى داشته باشند ، در حالى كه اشراف ، اين را حق طبيعى خود مىدانستند و آن را ضامن بقاى حقوق خود در درآمدهاى مكه كه بر اساس فرامين رسمى به آنان اختصاص يافته بود ، مىشمردند . « 2 » آنچه بر اين آشوب‌ها افزود آن كه والى تُرك جدّه دست روى برخى از محصولاتى كه متعلق به اشراف بود و به جده وارد مىشد ، گذاشت . اشراف از فرصت آمدن وى به حج استفاده كرده ، مانع از خروج او از مكه شدند ، مگر آن كه حق غصب‌شدهء آنان را بپردازد . اين امر سبب گسترش شرّ شد و اشراف تا به آنجا اصرار كردند كه والى جده پذيرفت و حق آنان را پرداخت كرد و قول داد كه ديگر مانع پرداخت آن نشود . در اين وقت ، مفسدان از آشفتگى اوضاع مكه و عدم توانايى شريف سعيد براى

--> ( 1 ) . منائح الكرم ، خطى . ( 2 ) . همان .