أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

46

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مىگويند : در لغت آمده است : امتَكَّ الفصيلُ ضرع امّه ، امتصّه . بنابراين مك ، به معناى مكيدن شير خوار از پستان مادر است . امتصّ به معناى مكيدن و به سوى خود كشيدن است . برخى هم گفته‌اند : مكه از آن روى مكه ناميده شده است كه گناهان را محو مىكند . تَذهبُ بها ، يعنى از ميان مىبرد . يا آن كه فاجر را از خود مىراند : تخرجه منها . چنان كه گفته شده است كه نامگذارى آن به بكه ، به خاطر آن است كه گروهى از مردم در اين شهر ، گروهى ديگر را دفع مىكنند : يدفع بعضهم بعضا . از بطليموس « 1 » هم نقل شده است كه نام آن‌جا « مكوربا » و در اصل ، مشتق از يك نام سبأيى « مكوارابا » است كه به معناى جاى مقدّس و حرم مىباشد . قدمت مكه مكه از روزگاران دراز و بسيار كهن و پيش از عهد ابراهيم عليه السلام شناخته شده بود . كعبه ، خانه‌اى براى مردم ، حتى پيش از ابراهيم بوده و اين چيزى است كه در بسيارى از منابع اسلامى آمده است . « 2 » ترديدى وجود ندارد كه اين شهر ، به عنوان بخشى از سرزمين عرب ، شاهد كوچ‌هايى از مردمان متنوع و مختلف بوده است كه امروزه امكان تعيين چگونگى آن را نداريم ؛ زيرا منابع موجود در اين باره چندان قابل اعتماد نيست ، آن گونه كه بتوان هرآنچه را نوشته و گفته‌اند پذيرفت ؛ چرا كه نويسندگان آن آثار ، غالباً در دوران اسلامى

--> ( 1 ) . بطالسه فراوان هستند و شانزده پادشاه در مصر به اين نام شهرت دارند كه در حدود چهار قرن پيش از ميلاد در مصرمىزيستند . اينان به جز بطليموسى هستند كه در قرن دوم بعد از ميلاد در نزديكى اسكندريه درگذشت و از علماى هيئت و تاريخ و جغرافى بود و نظريهء معروف كه مىگويد زمين ثابت است و افلاك گرد آن مىچرخند متعلق به اوست . ( 2 ) . ابن كثير در البداية و النهاية ، ج 1 ص 163 مىنويسد : هيچ خبر درستى در اين باره كه بيت الله پيش از ابراهيم ساخته شده بوده در دست نيست .