أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
47
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مىزيسته و بسيار دور از اعصار اوليهء اين شهر بودهاند . به علاوه ، منابعى كه در اختيار آنان بوده ، به طور معمول ، منابعى مشوّش و سست بوده است . سر سبزى و خشكى مكه آنچه از بررسى آثار ، به دست آمده و زمينشناسان از آن سخن مىگويند ، نه تنها دربارهء شهر مكه ، بلكه به طور كلى در بارهء جزيرة العرب چنين باورى را عرضه مىكند كه صحراهاى خشك موجود در روزگارى بسيار كهن ، سرزمينى سبز و پرجمعيت بوده است ؛ زيرا ابرهايى كه از سمت شمال غرب مىآمده ، پيش از آن كه رطوبت خود را از دست بدهد به اين نقطه مىرسيده و باران در ارتفاعات مىباريده و آب در وادىها به راه مىافتاده و اراضى را سيراب مىكرده و به گياهان آب مىرسانده است . بسا در عمق اين دو وادى كه ما امروز مىبينيم ، چيزهايى باشد كه بتواند گوشهاى از اين حقيقت را آشكار سازد . تقى الدين فاسى در شفاء الغرام به نقل از فاكهى كه او هم سند خود را به ابن اسحاق مىرساند آورده است كه حجاز زيباترين زمين خدا و پرآبترين بوده است . زمينشناسان در علت اين كه چرا در ادوار بعدى ، خشكى بر اين ديار غلبه كرده است گويند : به مرور و طىّ دورهاى طولانى ، عواملى كه سبب خشكى طبيعى محيط بود - يعنى كاهش رطوبت ابرها - پديد آمد و سبب شد تا جزيره از داشتن آبهاى روان محروم شود . به نظرم اين سخن چندان بعيد به نظر نمىرسد ؛ زيرا خشكى اين ديار در روزگار ما رو به فزونى نهاده و گامهايش در مقايسهء با گذشته استوارتر شده است . بسيارى از دشتهاى آبادى كه در جاهليت و صدر اسلام وجود داشته ، امروزه از ديدهها محو گشته است ؛ همچنان كه بسيارى از مناطق سرسبز كه يهوديان در مدينه يا ثقفيان در طائف و يا قريش در اطراف مكه در اختيار داشتند از ميان رفته ، آب بسيارى از چشمهها و چاهها خشك شده و از حجم سيلهايى كه در منطقهء عقيق در مدينه ، يا در طائف يا در وادى