أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
459
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
آنچه سبب تأسّف من است اين كه عامّهء مردم حتى تا به امروز تصوّر مىكنند كه شيعيان عجم بر اين باورند كه حج آنان قبول نمىشود مگر آن كه كعبه را آلوده سازند . « 1 » اگر ما عقل سليم را حكم قرار دهيم بايد بگوييم كه سالانه بايد هزاران بار يعنى به عدد شيعيانى كه به حج مىآيند ، كعبه آلوده شود ؛ اين چيزى است كه واقعيت ملموس آن را تكذيب مىكند . اما مشكل آن است كه وقتى به مخالفان مىرسيم ، عقل خود را كنار مىگذاريم . « 2 »
--> ( 1 ) . واقعه مربوط به سيد ابوطالب يزدى در سال 1322 ش هم كه منجر به تعطيلى چهار سالهء حج شد ، نشأت گرفته ازهمين تصور خطا بود . بنگريد : شهيد مروه ، سيّدعلى قاضى عسكر ، تهران ، مشعر ، 1385 . « ج » ( 2 ) . سنجارى هم كه يك سنى متعصب است ، پس از نقل اين خبر - گرفتن پنج نفر از شيعيان و كشتن آنان با زدن و سنگ و شمشير - و با ابراز خوشحالى و به كار بردن اين تعبير كه « و كان يوما أغبر على الشيعة بمكة أذلهم اللَّه » شعرى را هم در اين باره از خود آورده است : مذ لوّث الكعبة من لم نكن * نعرفه ليلًا و أصبحنا أسلمت الأعجام أرواحها * و قالت الأعراب آمنا پس از آن مىنويسد كه كشتهها تا ظهر آن روز افتاده بودند تا آن كه به صاحبانشان اجازه دادند آنها را بردارند . بنگريد : منائح الكرم ، ج 4 ، صص 448 - 449 .