أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

460

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

شترى روى منبر در 22 ذىحجهء سال 1091 به دنبال باران فراوان ، در وادى ابراهيم سيل سرازير شد و مسجد را چندان پر كرد كه آب تا نيمهء كعبه رسيد و برخى از ستون‌ها را از جاى كند . از اتفاقات شگفت آن كه آب ، شترى را برد تا روى منبر قرار گرفت . صبحگاهان كه آب فرو نشست ، شتر را بر بالاى منبر ديدند . در اين سيل شمار زيادى از حجاج مردند و خانه‌هاى فراوانى تخريب شد . « 1 » در جُمادى الأولاى سال 1093 فتنه‌اى ميان ترك‌ها و بردگان اشراف در مكه پيش آمد . از آنچه رخ داد چنين مىنمود كه ترك‌ها به خاطر سلطنت تركى ، براى خود مرتبتى بالاتر قائل بودند . اشراف زير بار اين امر نمىرفتند و خود را به لحاظ نسب بالاتر مىشمردند . آنان فراموش نمىكردند كه فرزندان اصلى اين سرزمين و حاكمان آن هستند . بنابر اين ، پديد آمدن اختلاف ميان اين دو گروه و شعله كشيدن آتش فتنه امرى طبيعى بود . بردگان براى اشراف خشم مىكردند و همين سبب برآشفتن ترك‌ها مىشد . در اتفاقى كه اشاره كرديم از تيراندازى استفاده شده ، برخى ترك‌ها مجروح گشتند و شمارى از خانه‌ها نيز غارت شد . همين طور مغازه‌ها بسته شد و آشوب شهر را گرفت ، به طورى كه شريف بركات مجبور شد براى فرو نشاندن آن ، خود به ميان آتش فتنه درآيد . شريف از شمارى از سپاهيان مصرى - در اورطه - كه تابع عثمانىهاى محافظ و مرابط در جدّه بودند ، كمك گرفت . اين امر بر اشراف و بردگان آن گران تمام شده ، شمار فراوانى از آنان اتفاق كردند تا به سمت جايى به نام حسينيه رفته ، براى هجوم به مكه با يكديگر متحد شوند . خبر به بركات رسيد و او برادرش را نزد آنان فرستاد تا آنان را قانع

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 98 و بنگريد : منائح الكرم ، ج 4 ، ص 466 . يك بار هم گويا در سال 815 شترى از شتردارى به نام قارونى از دست وى گريخت و وارد مسجد الحرام شده ، سه دور دور كعبه گشت ، سپس نزديك حجر الاسود آمده آن را بوسيد . سپس به سمت مقام حنفى رفت و روبه‌روى ناودان ايستاد و گريه كرد و همانجا سر بر زمين نهاد و مرد . بنگريد : الإعلام بأعلام البيت الحرام ، ص 224 . « ج »