أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
445
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
محجوب كه از عالمان صالح بود ، مشورت كرد . محجوب به او گفت : از خداوند مىخواهم تا تو را كفايت كند و دعايش مستجاب شد ؛ زيرا بشير آغا هنوز به مكه نرسيده بود كه خبر درگذشت سلطان مراد به اين شهر رسيد و احكام صادره از بين رفت . در اين وقت بشير آغا وارد مكه شد و شريف زيد به صورت عادى از وى استقبال كرده ، با او مصافحه نمود . سپس بر اسب خويش سوار شده جلو رفت و او را در مرگ سلطان تعزيت گفت . اين امر سبب كوچك شدن بشير آغا شد كه تصوّر مىكرد هنوز خبر مرگ سلطان به مكه نرسيده است . « 1 » در سال 1060 حركتهايى بر ضد امير زيد آغاز شد كه منبع آن عبدالعزيز بن ادريس بود كه در وقت تصرّف شهر توسط شريف زيد از اين شهر گريخته ، به ينبع رفته بود . عبدالعزيز در پى گرفتن انتقام بود . به همين جهت با والى ترك جدّه غطاس بيك ارتباط برقرار كرده او را براى مساعدت در اشغال مكه فريب داد . وى نزديك بود در كار خويش توفيق يابد ، زيرا عطاس بيك سپاهى را به مكه اعزام كرد ، اما زيد آگاهتر از آن بود كه تصوّر مىشد . زمانى كه از خروج آنان آگاه شد با سپاهى از جنگجويان خود در وادى فاطمه ، در جمادىالثانى سال 1060 با آنان روبرو شد و پس از نبردى سخت ، ايشان را باز گرداند . وى با دشمن خود عطاس بيك و عبدالعزيز با متانت و كرامت برخورد كرده ، پس از آن كه آنان اسير شدند ، آزادشان كرد و آنان را تحت الحفظ به جده فرستاد . مدتى بعد دستور تبعيد آنان به مصر صادر گرديد . « 2 » امير زيد براى مدت 35 سال و چند ماه و چند روز امارت كرد و در استوار كردن امارت و احياى عدل تلاش نمود . مجلس او مملو از عالمان بود و در موسم حج نيز با علماى بزرگ شهرها روبرو شده با آنان در موضوعات مختلف بحث مىكرد . او توانست عثمانىها را قانع كند تا واردات جدّه را كه به خزانهء عثمانى سرازير مىشد به امارت مكه باز گردانند . عبداللَّه عياشى در سفرنامهء خود ، از ويژگىهاى شريف زيد فراوان سخن
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 76 . ( 2 ) . همان ، ص 78 .