أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
391
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
توليدات خود را مىآوردند كه سبب ارزانى و راحتى در شهر است . اين جماعت بر اين باورند كه بلاد آنان سرسبز نمىشود ، مگر آن كه از توليدات خود به عنوان برّ و نيكى در مكه توزيع كنند . « 1 » وضعيت اجتماعى در دوران چراكسه ابن بطوطه در وصف اين قبايل مىنويسد : زبانى فصيح و نيّتى پاك دارند . وقتى گرد كعبه طواف مىكنند دعاهايى مىخوانند كه قلب انسان را به رقّت وا مىدارد . در مطاف چندان ازدحام مىكنند كه ديگران قادر به انجام طواف نيستند . سپس مىنويسد : آنان بسيار شجاع هستند و لباسشان از پوست است . وقتى وارد مكه مىشوند ، اعراب طول مسير با تهليل مقدمشان را گرامى مىدارند . « 2 » بايد بگويم : اين قبايل ، در روزگار ما ، آن مزايا را ندارند . شايد سبب آن ، فراوانى رفت و آمد آنان به شهرها ، يكجانشينى و پرداختنشان به برخى از كارها مانند خدمتگزارى باشد . اين سبب شده است كه آنان اخلاق قبيلهاى را كه زمانى به آن افتخار مىكردند از دست بدهند ، درست همانطور كه بلاد آنان با انواع متاعهاى وارداتى هم پر شده است . ابن بطوطه به وصف جشنها و مراسم اهالى مكه در ماه رمضان مىپردازد و همانها را كه ما از ابن جبير در بارهء دورهء ايوبىها گفتيم ، مانند آنچه از چند و چون برگزارى نماز تروايح توسط امامهاى مختلف در گوشه و كنار مسجد است ، بيان مىكند و مىافزايد : آنان با طبل و دهل از فرارسيدن رمضان استقبال مىكنند و حصير مسجد را تجديد كرده ، شمع و مشعل فراوانى روشن مىكنند كه همه جا را نورانى مىكند . در بارهء كارهاى انجام شده در سحر هم گويد : مؤذّنِ زمزمى متولّى اعمال سحر است و ديگر مؤذّنان در منارهها ، مطالب او را تكرار مىكنند . وى از قنديلى هم كه در يكى از مأذنهها هست و با خاموش
--> ( 1 ) . رحلة ابن بطوطه ، ج 1 ، صص 91 - 92 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 100 .