أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
389
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مىگويد : مردم مكه به نيكوكارى و مكارم اخلاق و دستگيرى از ضعفا و درماندگان و غريبنوازى موصوفند . اگر كسى بخواهد وليمهاى بدهد ، اوّل به سراغ فقرايى كه براى عبادت در آن شهر مجاور شدهاند مىرود و با نهايت خوشى و مهربانى از آنان دعوت مىكند . اكثر اين مساكين در مقابل نانوايىها مىايستند و چون كسى نان مىخرد ، به دنبالش راه مىافتند و او هم به هر كدام پاره نانى مىدهد و نااميد بر نمىگرداند ، حتى اگر يك نان بيشتر هم نداشته باشد ، ثلث يا نصف آن را با كمال رضا و رغبت بين آنان تقسيم مىكند . همچنين ابن بطوطه مىگويد ، او ديده است كه كودكان يتيم در بازارها مىنشينند و هر كدام يك زنبيل بزرگ و يك زنبيل كوچك با خود دارند . اين زنبيلها را در مكه مكتل مىنامند . چون كسى به بازار مىآيد و ما يحتاج خود را از قبيل گوشت و سبزى و حبوبات مىخرد ، يكى از آن كودكان پيش مىآيد و اجناسى را كه او مىخرد گرفته ، گوشت و سبزى را در زنبيل بزرگ و بقيه را در زنبيل كوچك مىگذارد و آن را به خانهء وى مىرساند . خريدار هم پى كار خود براى طواف يا كار ديگر مىرود ، و اتفاق نيفتاده است كه يكى از اين كودكان در رسانيدن اجناس به خانه خيانت كند . اين كودكان وظيفهء خود را به بهترين وجه انجام مىدهند و در مقابل خدمت خود اجرتى مىگيرند . « 1 » اين جملهء ابن بطوطه كه مىگويد « آن شخص براى طواف مىرود » ما را به كار روزانهء آنان در مكه رهنمون مىسازد و آن اين كه مرد ، پس از انجام كارش در بازار ، به طواف مىرفت نه محل كارش ، زيرا جامعهء مكه ، به طور غالب ، با آنچه از حجاج به عنوان بخشش مىرسيد ، يا درآمد حاصل از كارهاى عادى زندگى بود ، مستغنى مىشد به طورى كه وقتى اين شرايط براى او فراهم مىآمد ، نيازش را برآورده مىكرد و سپس او به طواف مىرفت . باور من اين است كه اگر روال عادى جز اين بود ، ابن بطوطه اين چنين نمىنوشت و در مقابل مىنوشت كه آن شخص سپس دنبال كارش مىرفت . بسا گفته شود : اين گفتهء ابن بطوطه كه « شخص به دنبال طواف يا حاجت ديگرى مىرود » ، مورد دوم ، اشاره به كار و شغل او باشد ، اما من چنين تصوّرى ندارم ؛ زيرا كار كردن در
--> ( 1 ) . رحلة ابن بطوطه ، ج 1 ، ص 80 .