أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

377

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

ميخكوب ببندند . مردم به شفاعت برخاستند و او پذيرفت تا آنان با پنج هزار دينار و برخى با كمتر از آن خود را رها سازند . پس از آن خانه‌هاى آنان و نيز پدرشان را گشود و هرچه از اثاث و كتاب در آن‌ها بود فروخت و پول آن را مصادره كرد كه به صدها هزار مىرسيد . به دنبال آن خانوادهء قاضى را به جزيرهء ابن بركوت « 1 » تبعيد كرد . چيزى نگذشت كه نايب او در جزيره ، آنان را در كشتى كوچكى به دريا فرستاده ، غرقشان كرد . هنوز چند ماهى از استقرار امارت بركات نگذشت بود كه خبر رسيد برادرش احمد در حال فراهم آوردن جنگجويانى در ينبع است . وى براى رويارويى با او در اواخر ذى حجه سال 907 حركت كرد و او را به شكست كشاند . وقتى بازگشت باز شنيد كه برادرش درگيرى را از سر گرفته است . بركات كه مريض بود و نمىتوانست نبرد كند ، راه يمن را در پيش گرفت و برادرش احمد را رها كرد تا به مكه درآيد . احمد جازان براى بار دوم بدين ترتيب احمد جازان در اوايل سال 908 وارد مكه شد و گويا بناى آن داشت تا انتقام ياورش قاضى را بگيرد . وى به سختگيرى روى آورد و سپاهش را براى خرابكارى در مكه آزاد گذاشت . آنان نيز دست به هر كار زشتى زدند و حرمت كعبه را شكسته ، اموال اهالى را مصادره كردند و بردگان و كنيزكان صاحب اولاد را تصرف كرده ، خانه‌هاى تجار را غارت نمودند . هنوز امارتش استوار نشده بود كه برخى از تجار را كه از ياران برادرش در مكه و جده بودند وادار كرد تا اموال فراوانى را به او بپردازند . وى به شكنجهء برخى از آنان پرداخت و دستان آنان را با چوب‌هايى بست تا مجبور به فروش املاك خود شوند . بسيارى هم از آن ديار گريختند .

--> ( 1 ) . شايد منسوب به شهاب الدين بركوت باشد كه از شخصيت‌هاى قرن نهم هجرى است . سخاوى در الضوءاللامع‌شرح حال او را نوشته و نويسندهء درر الفوائد ( ص 353 ) گويد كه به جزيرهء الصبايا تبعيد شد .