أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
376
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
نسبت بيست اشرفى براى سواركاران و ده اشرفى براى نيروهاى پياده ميان آنان تقسيم كرد . « 1 » وى همچنين دريافت كه برخى از اهالى جدّه تمايلى به او ندارند . به همين جهت همراه شمارى از سپاهيان خود عازم شده ، به غارت آنان پرداخت . كار احمد بيش از دو هفته به طول نينجاميد . پس از آن خبر رسيد كه برادرش بركات دوم فرزند محمد از يمن رسيده و فرمان تأييد از چراكسه آورده است . « 2 » بركات بن محمد براى بار دوم در اوايل شعبان سال 907 بركات با سپاه خود وارد مكه شد و احمد جازان بدون مقاومت از مكه گريخت . زمانى كه امارت بركات استوار شد ، بر آن شد تا تجارى را كه برادرش احمد را با كمك به سپاهش كمك كرده بودند ، امتحان كند . وى آنان را مكلّف كرد كه چندين برابر آن پول به عنوان قرض بپردازند كه آنان از سر ناچارى پرداختند ، به طورى كه مجبور به فروش املاك خود شدند تا بتوانند آن پول را بپردازند . وى همچنين بر آن شد تا قاضى مكه ابوالسعود بن ظهيره را هم به خاطر تأييد امارت برادرش و نيز به خاطر برخى از نوشتههاى او كه در آنها از احمد خواسته بود تا به مكه بيايد ، تأديب كند . وى قاضى را به مجلسى كه برپا كرده بود احضار كرد و پس از قرائت اتهامات او ، به زندانى شدن او و مصادرهء اموال و املاكش حكم كرد . برخى از حاضران از او خواستند تا وى را عفو كند ، اما او نپذيرفت و بر خوار كردن او اصرار داشت ، به طورى كه برادرش قايتباى هم كشيدهاى به قاضى زد . پس از آن متن آن حكم را نوشت و به امضاى قضات و فقها و تجار رساند ، سپس آن را به دربار چراكسه فرستاد . « 3 » پس از آن با جمع كردن همهء فرزندان پسر و دختر قاضى در يك خانه ، دستور بستن خانههاى آنان را داد و فرمان داد تا دستهاى برخى از پسران قاضى را با چوب
--> ( 1 ) . بلوغ القرى ، ج 2 ، صص 1202 - 1203 . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 3 ) . بلوغ القرى ، ج 2 ، صص 1206 - 1207 .