أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

361

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

نگذشت كه برخى از بزرگان در اين باره نزد امراى مكه وساطت كرده ، بار ديگر اين رسم‌ها معمول گشت . « 1 » رميثه فرزند محمد بن عجلان چيزى نگذشت كه در سال 818 ميان حسن و چراكسه اختلاف افتاده ، براى جنگ با او سپاهى را به فرماندهى رميثه فرزند محمد بن عجلان به مكه فرستادند . وى بر مكه مستولى شد و عمويش را از آنجا بيرون راند . امارت مجدد حسن بن عجلان بعيد نمىدانم حكومت در مكه ، خلأ ناشى از نبود شريف حسن را احساس كرده و چراكسهء مصر هم بدان واقف گشته بودند . به همين دليل ، زمانى نمىگذرد كه شاهديم چراكسه باز حسن بن عجلان را براى امارت مكه تأييد مىكنند . به همين جهت شاهديم كه چند ماهى نمىگذرد كه در سال 819 شاهد بازگشت او به مكه با زور سلاح و تأييد چراكسه هستيم . وى پذيرفت تا سى هزار مثقال طلا در مقابل تأييدش توسط آنان به خزانهء مصر بپردازد . « 2 » حسن با همان روحيهء نيرومند كه در عمل به كار مىگرفت ، به مكه بازگشت ؛ اما رميثه فرزند برادرش حاضر به واگذار كردن حكومت نشد و در شهر تحصّن كرد . او ديوارهاى شهر را استوار كرد و به همين جهت ، شريف حسن از سمت مَعْلات بر ديوارها يورش برد و حفره‌اى در آن ايجاد كرد و كسانى از آنجا داخل شدند . عده‌اى ديگر هم به سمت دروازه آمده ، بعد از ماليدن روغن بر آن ، آن را به آتش كشيدند كه منجر به سقوط آن شد . برخى هم از سمت ديوار جبل شامى ، جهت مقبره‌اى كه مقابل محلهء سليمانيهء « 3 »

--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . امروزه به جبل سليمانيه معروف است ، چون از غرب مشرف بر محلهء سليمانيه است . بخش غربى آن را جبل‌عبادى مىگويند ( عاتق ) .