أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

362

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

امروزى است آمده و بر محافظان آنجا يورش بردند . تيراندازى ميان دو گروه بالا گرفت و سنگ پرانى فراوان شد . نيروهاى شريف حسن در حدود سيصد سوار و هزار پياده بودند ، در حالى كه نيروهاى رميثه بيش از يك سوم آن نبودند . برخى از بزرگان و علماى شهر تلاش كردند تا آتش اين فتنه را خاموش سازند . به همين جهت با در دست گرفتن ربعات مصحف قرآن « 1 » نزد شريف حسن رفته ، از او خواستند تا دست از جنگ بردارد . او پذيرفت ، اما مشروط بر آن كه رميثه و يارانش شهر را ترك كنند . بر همين اساس صلح پذيرفته شد و رميثه از مكه بيرون رفت و شريف حسن در 26 شوال 819 وارد مكه شد و نزديك بركهء مَعْلات « 2 » خيمه و خرگاه زد . زمانى كه قصد حج كرد ، در حالى كه خلعت خويش را پوشيده بود ، مورد استقبال علماى مسجد الحرام وخادمان آن‌جا قرار گرفت . زمانى هم كه قصد طواف كرد ، اصحاب بخور كه كارشان بخور دادن و معطّر كردن فضا بود ، پيشاپيش او حركت مىكردند . در اين وقت ، صاحب قبّهء زمزم هم بر بام قبّه رفت و هنگامى كه حسن مشغول طواف بود براى او دعاى توفيق و تأييد كرد . بعد از طواف هم فرمان سلطان چركسى در امارت وى بالاى منبر خوانده شد . در اين وقت ، موكب او به گردش در خيابان‌هاى شهر پرداخت ، در حالى كه منادى او اعلام امان كرد . به دشمنان پنج روز فرصت داده شد تا طى آن مكه را رها كرده بروند . بيشتر آنان همراه امير خود رميثه عازم يمن شدند ، « 3 » اگرچه زمانى نگذشت كه رميثه در حالى كه اظهار ندامت كرده و اطاعت از عمويش را پذيرفته بود ، به مكه بازگشت و مورد اكرام و احترام قرار گرفت . حسن در كنار خوبىهاى خود ، بدىهايى هم داشت . گفته شده است كه او به احتكار ارزاق براى خودش مىپرداخت و پس آن اقدام به فروش آنها به تجار مىكرد .

--> ( 1 ) . مصحف را به سى جزء تقسيم كرده هر يك را جداگاه جلد مىكند كه به هر يك ربعه مىگويند . ( 2 ) . دو بركهء مَعْلات مستقيماً پشت ديوار بود . ( 3 ) . إتحاف الورى ، ج 3 ، ص 534 .