أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

338

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

هجوم آوردند تا آن كه غلبهء بر يمنىها قطعى شد . و در آن وقت هر آنچه در خيمه‌هاى آنان از اموال و امتعه و چهارپا بود ، غارت گرديد . سلطان يمن خود را تسليم كرد و امير قافلهء مصر او را اسير نموده ، بدون آن كه اجازه دهد بقيهء اعمال حج را انجام دهد ، او را به مصر فرستاد . در مصر ملك حسن بن محمد بن قلاوون از وى استقبال كرد و با احترام ، او را از طريق حجاز به يمن فرستاد . اما زمانى كه به دهناء « 1 » نزديكى يمن رسيد ، بار ديگر او را دستگير كردند ، چرا كه نگهبانان او مطالبى به مصر گزارش كردند كه سبب تحريك سلطان مصر عليه وى شده ، دستور دستگيرىاش را داد و اين بار او را به بلاد كرك « 2 » در جنوب سوريه تبعيد كرد . مدتى بعد ، باز او را عفو كرد و در ذىحجهء 752 به يمن بازپس فرستاد . اگر اين داستان نشانگر آن باشد كه دشمنى عجلان با سلطان يمن به خاطر پناه دادن او به ثقبه و دو برادر ديگرش بوده ، نيز نشانگر دشمنى ميان مماليك و سلطان يمن از خاندان ابن الرسول است كه قديمى است و بسا مماليك ، آن دشمنى را از اسلاف خود ، فاطميان مصر ، به ارث برده بودند ؛ چرا كه على بن رسول ، جدّ سلاطين يمن ، تابع فاطميان مصر بود ، اما مدتى بعد ارتباط خود را با مصر قطع كرد و رابطهء خصمانه‌اى ميان يمن و مصر برقرار بود كه مماليك وارث آن گشتند . زمانى كه عجلان فرصت‌طلبى كرده ، به آنان گفت كه سلطان يمن به برادرانش پناه داده تا آنان را براى تصرف مكه حمايت كند و بعد از آن در خطبه براى آنان دعا شود ، اين نكته به علاوهء آن دشمنى قديم ، براى برخورد مماليك با سلطان يمن و حملهء به او و اسير كردنش به سوى مصر كافى بود . ثقبه و دشمنى تازهء او با آغاز سال 752 منازعهء ثقبه هم آغاز شد . گويا او از يمن بيرون آمده ، به حجاز برگشت و به منازعهء با عجلان پرداخت . شاهد ، آن كه غازى به نقل از ابن فهد در ذيل

--> ( 1 ) . قريه‌اى آباد در سمت چپ وادى ينبع كه از ميان رفت و خرابه‌هاى آن را امروزه به ساقيه مىشناسند ( عاتق ) . ( 2 ) . شهرى استوار بر روى تپه‌هاى بلندى ميان غور و صحراء در اردن كه هشتاد كيلومتر با عمان پايتخت اردن هاشمىفاصله دارد ( عاتق ) .