أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
335
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
در اين سوى ، رميثه به رغم آن كه سلطان يمن را به خشم آورد ، اما نتوانست سلطان مصر را هم راضى كند . ناصر از اين كه او توجه خاصى به سلطان يمن كرد و اشراف را به جاى خدمت به مصرىها در عرفه به خدمت او فرستاد ، ناراحت بود . تأثير اين نگرانى از آن جا به دست مىآيد كه ملك صالح فرزند ملك ناصر ، عجلان فرزند رميثه را در سال 746 خواست و او را قانع كرد تا امارت مكه را به وى بسپرد . بسا عجلان از آن رو كه نامش از عجله گرفته شده و يا به تصوّر آن كه سن پدرش بالا رفته ، چنين انديشيد كه اگر در اين باره ترديد كند ، ممكن است پدرش كسى ديگر از برادران يا خويشانش را به امارت بردارد ، به سرعت درخواست سلطان را پذيرفت و تعهد كرد تا خودش در مكه كار را با پدرش يكسره كند . به اعتقاد من كسى جز عجلان نمىتوانست پدرش را به كنار رفتن از امارت قانع كند ؛ زيرا رميثه از اعتماد به نفس بالايى برخوردار بود ؛ اما عجلان توانست در ازاى پرداخت شصت هزار درهم به پدرش به عنوان عوض ، او را قانع كند تا امارت مكه را به وى بسپارد . بدين ترتيب رميثه بعد از 45 سال كه البته در ميانه ، برخى سالها امارت نداشت يا شريك داشت و بخشى هم حاكم مطلق بود ، از امارت كناره گرفت . دورهء امارت مستقل و مطلق وى قريب ده سال بود . عجلان فرزند رميثه و برادرانش عجلان در جُمادَى الثانى سال 746 امارت را به دست گرفت . وى آگاه بود كه دو برادرش سند و مغامس ، توقع مشاركت امارت را دارند . براى همين آنان را به وادى نخله فرستاد . اندكى بعد برادر سومش ثقبه را هم به همانجا فرستاد . « 1 » در سال 746 كامل ، سلطان جديد مملوكى به سلطنت رسيد . وى نامهاى در تأييد عجلان به مكه فرستاد و به او خبر داد كه برادرانش به مصر آمده و در آنجا در بند هستند . عجلان دستور داد تا بازار را چراغانى كنند . در اين وقت پدرش رميثه كه بيمار بود
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 31 .