أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
333
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
از مكه شدند . فرمانده سپاه نامهاى به رميثه نوشت و اهميت و هدف فرستادن سپاه را براى او توضيح داد . سپس كسى را فرستاد تا اين مطلب را به وى تأكيد كرده و قسمهاى استوارى براى او بخورند تا اطمينان حاصل كند . وى هم پذيرفته به مسجد آمد و خلعت و هداياى سلطانى را دريافت كرد . اندكى بعد فرمانده سپاه مصر ، پس از آن كه سپاه را براى خدمت به رميثه در مكه باقى گذاشت ، خود به مصر بازگشت . « 1 » قلقشندى متن نامهاى را كه در تأييد رميثه به او داده شد ، آورده كه در آن آمده است : آراى شريفهء ما چنان اقتضا كرد تا رميثه را به عنوان امير منفرد در آن شهر معين كنيم و او را برگزينيم . او از برگزيدگان نيك ماست و امارت هم گرچه در اين مدت در اختيار ديگرى بوده ، اما اميرى به جز او نمىشناختيم ؛ زيرا او بزرگ خاندان خود است كه ديگران هم از وى راضى و او را شاكرند . اين نامه نشان از باور پيشگفته ما دارد كه زمانى ناصر ، مؤيد عطيفه بر ضد برادرش بود تا آن كه دريافت ، رميثه بيشتر سزاوار حمايت و تأييد است ، چرا كه ثابتقدم و نيرومند و كسى است كه حمايت خاندان پشت سر اوست . چنان كه دريافت اين اقدام مىتواند مانع از پيوستن رميثه به جناح ديگرى باشد . ملك الناصر به دنبال اين حوادث در سال 732 براى سومين بار به حج آمد . « 2 » اين در حالى بود كه قافلهء او شامل هفتاد نفر از امراى مملوكى و شمار فراوانى از چهرههاى برجسته از فقهاى مصر بود . ما نبايد از همراهى اين همه امير مملوكى در چُنين قافلهاى شگفت زده شويم ، زيرا ناصر مىبايست آنان را به همراه خويش مىآورد تا از توطئهء آنان ايمن بوده و از عدم فعاليت معارضان خود در صورت ماندن در مصر و در غياب وى اطمينان داشته باشد . همان گونه كه گذشت شمار زيادى از برجستگان از فقهاى مصر در موكب او حضور داشتند و رميثه از همهء آنان استقبال باشكوهى كرد . او اجازه داد تا مردم براى
--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 246 .