أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
331
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
علاوه به نامهنگارى با اشراف مكه پرداخت كه اكنون بيشتر آنان به وى علاقمند و از برادرش بيزار بودند و دليلش هم گرايش شديد عطيفه به مماليك مصر و حركتش در از ميان بردن استقلال مكه و تضعيف امارت آن بود . تلاشهاى رميثه بر ضد برادرش به نتيجه رسيد و او توانست حوالى سال 729 يا 730 حكومت را از چنگ او درآورد . با انتقال امارت مكه به رميثه ، قافلهء عراق به رغم مشكلات داخلى ، حركتش را به سمت مكه آغاز كرد . اين در حالى بود كه در سالهاى امارت عطيفه ، از آمدن قافلهء عراق ممانعت شده بود . حركت مجدد آن قافله ، مؤيد آن است كه دولت عراق از رميثه حمايت مىكرده است . فاسى از برزالى از عفيف طبرى كه از علماى مكه در آن دوره بوده ، چنين نقل مىكند : قافلهء عراق در سال 730 به حج آمد ، در حالى كه همراهشان فيلى بود كه در تمامى مواقف حج همراهشان بود ، و پس از آن به مدينه رفت ، جز آن كه يك مرحله پيش از آن كه به مدينه برسند ، مرد . تا آن جا كه مىگويد : ما مقصود ابوسعيد بن سلطان خربنده « 1 » را از ارسال فيل با قافلهء عراقى درنيافتيم . « 2 » به باور من بعيد نيست كه هدف او ايجاد سروصدا و شهرت بوده است ، آن گونه كه حضور عراق و كاروان و حكومت آن را در مكه اعلان كند . اينها چيزهايى است كه در زمان ما ، از آن به نوعى كارهاى تفنّنى و هنرى در وسائل ارتباط جمعى تعبير مىشود . فاسى « 3 » به نقل از برزالى مىنويسد كه گروهى از حسنىها در سال 730 به مكه يورش برده و به جنگ با عراقىها پرداختند و از شمشير هم استفاده شد . در اين وقت اسبسواران با اسبان خويش وارد مسجد شدند و بازار غارت شد و نزديك بود همگى حجاج از بين بروند . باور من آن است كه اين تلاشى بود كه عطيفه با استفاده از بنىالحسن
--> ( 1 ) . ايلخان مغول در عراق . در بارهء لقب خربنده ، گويند : رسم مغولان اين بود كه به نام اولين حيوانى كه پس از تولدكودك وارد شود ، تفأل مىزدند و براى همين پدر ابوسعيد را خربنده گفتند . ( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 246 ؛ دربارهء اين فيل و حكايت آن بنگريد : منائح الكرم ، ص 345 ؛ العقد الثمين ، ج 3 ، صص 327 - 329 ؛ السلوك مقريزى ، ج 2 ، صص 323 - 325 . « ج » ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 245 .