أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
304
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
چيزى كه مكثر در انتظارش بود پديد آمد و آن فتنهء ميان قافلهء عراقى با وى بود كه در جاى خود آن را بيان كرديم . اما عباسيان به پيروزى نرسيدند ، زيرا مكثر و برادرش داود ، سى سال امارت مكه را دست به دست كردند . عباسيان به رغم آن كه پيروز نشدند و امور داخلى اين حكومت در اختيار آن دو برادر بود ، با اين حال ، بنا به نوشتهء ابن جبير ، قاضى مكه را تعيين مىكردند . ابن جبير مىگويد ، زمانى كه امير قافلهء عراق در سال 578 به مكه رسيد ، خطيب كه مُعين قاضى مكه بود ، همراهش بود . اما بايد گفت ، به رغم اين مطالب ، مكثر و برادرش دستورات خود را در مكه به اجرا در مىآوردند و رسوم خويش را بر حجاج ، بدون هيچ مانعى اجرا مىكردند . حتى زمانى كه شكايات حجاج به صلاح الدين ايوبى رسيد ، نتوانست وضعيت مكوس ( ماليات بر حجاج ) را عوض كند ، جز آن كه پذيرفت برابر آن ، مالى كه مورّخان مبلغ آن را هشت هزار اردب گندم ذكر كردهاند به صاحب مكه بدهد تا آن مكوس برداشته شود . و بسا كه مبلغ آن در سالهاى مختلف كم و زياد مىشد . شاهد آن سخن فاسى است كه مىگويد : دو هزار دينار و يك هزار إردب گندم و اقطاعاتى در صعيد و يمن در مقابل برداشتن آن مكوس پرداخت شد . « 1 » زمانى كه قتادة بن ادريس توانست عموزادگانش و در رأس آنان داود بن عيسى را از مكه دور كند و به جاى آن براى طبقهء چهارم علويان حكومت جديدى را در مكه پديد آورد ، عباسيان كوشيدند تا حكومت جديد را در برابر نفوذ خود تسليم كنند ، جز آن كه قتاده حتى نيرومندتر از حاكمان پيشين بود و به همين دليل برابر توسعهطلبى آنان ايستادگى كرد و آن را نپذيرفت ؛ جز آن كه وقتى مجبور مىشد گاه براى عباسيان و گاه براى ايوبيان خطبه مىخواند . در دوران فرزندش حسن ، عباسيان توانستند نفوذ خود را در حكومت مكه بسط دهند و او را وادارند تا مرسوم توليت را بپذيرد و به دنبال آن اوضاع ، بد اندر بدتر شد .
--> ( 1 ) . وكيل امير در بندر عيذاب كه از سواحل منطقهء صعيد مصر بود ، ماليات را مىگرفت و جلوى نام وى علامت مىزد ، در غير اين صورت در جده مانع از انجام حج توسط او شده بسا به زندان مىافتاد يا مجازات هم مىشد . بنگريد : شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 231 .