أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

302

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

امارت ابونمى اوّل گفتيم كه ابونمى و عمويش ادريس بر غانم شورش كرده ، امارت مكه را در شوال سال 652 از او گرفتند . اكنون ابونمى كه زمانى با پدرش در امارت شراكت داشت ، با عمويش در ادارهء امور شريك شد . به صاحب يمن ، الملك المظفر عمر بن رسول خبر رسيد كه مكه از دست راجح هم‌پيمان يمن خارج شده و پس از آن به دست پسرش و بعد در اختيار شورشيان ، يعنى ادريس و ابونمى قرار گرفته است . وى سپاهى با فرماندهى ابن برطاس به مكه اعزام كرد . دو طرف در منطقهء قوز مكاسه « 1 » در پايين مكه با يكديگر درگير شدند . سپاه يمن در ذىقعدهء سال 652 موفق به تسلط بر مكه شد و تا محرّم سال 653 بر اين شهر حكومت كرد . در اين وقت ، بار ديگر ادريس و ابونمى ابن برطاس را از مكه بيرون كردند . اين بار درگيرى بسيار شديد بود و خونريزى تا داخل مسجد و كنار حجر الاسود كشيده شد . ابن برطاس به اسارت درآمد و پس از آن كه با پرداخت مالى هنگفت خود را آزاد كرد ، به يمن بازگشت . زان پس ادريس و ابونمى به حكومت بر مكه ادامه دادند . چندى بعد در سال 655 ابونمى به تنهايى بر مكه امارت كرد . فاسى مىگويد كه ادريس ، يكى از اين دو شريك براى زيارت برادرش راجح غايب شد و پس از آن بود كه ابونمى مستقل شد . « 2 »

--> ( 1 ) . يك منطقهء رملى در نزديك كدى در مسفلهء مكه . نامش برگرفته از مكس است ، بسا همان مكوسى باشد كه در آنجا ازحجاج يمن گرفته مىشده و مردم عامى به اشتباه آن را فوز النكاسه مىگويند ( عاتق ) . ( 2 ) . همان ، ص 202 .