أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
249
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
طور كه حاكمش ؛ چرا كه هر كدام از اين نيروها به جهت رقابتى كه داشتند ، بِرّ و نيكى بيشترى در حق مكه مىكردند . زمانى كه يكى از آنان به حج مىآمد ، خود يا همراهانش براى نشان دادن موقعيت خويش ، در انجام كارهاى خير مبالغه مىكردند و در اين ميان مردم مكه چندان سود مىبردند كه حدّى براى آن متصوّر نبود . در سال 366 جميله دختر ناصرالدوله در بغداد در قالب يك قافلهاى كه 400 كجاوه داشت ، حج به جاى آورد ، در حالى كه چندان بر آنها زيور و زينت بود كه كسى ندانست وى در كدام يك از آنهاست . همراه وى ده هزار شتر بود كه روى آنها صدقات بود . وى هر دختر و پسر علوى كه در مكه بود به عقد يكديگر درآورد . « 1 » طبعاً هدف او از اين كار تقويت ارتباطش با اشراف و امراى مكه بود . مورّخان در بارهاش گويند : آن زن ، از زاهدترين ، عابدترين و گريانترين مردمان بود كه نماز شب مىخواند و به موعظهها گوش مىداد . من مىگويم : اى كاش زهدش او را به اين نكته ارشاد مىكرد تا از شمار كجاوهها و زيور آنها مىكاست و به مقدار آن به كارهاى خيرى كه انجام داد مىافزود . و اى كاش اعمال خيرى كه به آنها اقدام كرد ، جز كارهايى بود كه به عنوان ترويج صدقات انجام داد . اى كاش ! از زبيده همسر هارون الرشيد ياد گرفته بود كه چگونه كار نيك را به گونهاى كرد كه تا زمان باقى است ، آنها هم باقى است . اگر او و امثال او اين قبيل كارها را در ايجاد چشمههاى آب انجام داده بودند ، به مرور زمان چندان چشمه در مكه پديد آمده بود كه نهايتى براى آن متصوّر نبود . آنان با اين اقدام مىتوانستند اين بلاد را براى گونهاى از زندگى آمده سازند كه متفاوت با نوعى از زندگى باشد كه صرفاً نيازمند صدقات و اقدامات آنان باشد . خداوندا ! ما از تو مىخواهيم تا با عدل خود در بارهء صدقات آنان قضاوت كنى و از تو مسألت داريم تا در بارهء آنچه كه غفلت ، سبب ضايع شدن آن شد يا سبب از دست رفتن فرصتها در بارهء بلد امين تو و ديگر بلاد مسلمين گشت ، قضاوت كنى .
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 222 .