أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
248
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
آنان در دورهء اخشيدىها مىكردند تا از ارتباط او با علويان و اشراف مكه بهره برند . من باورم آن است كه آنان به مقدار زيادى در اين كار موفق شده توانستند به اهداف خودشان در ذكر نامشان و دعا برايشان در بيش از يك سال از سالهاى حكومت جعفر بن محمد در مكه برسند . وقتى مىگوييم بيشتر از يك سال ، براى آن است كه دقيقاً نمىتوانيم آن را مشخص كنيم . اقوال مورّخان در بارهء اسامى كسانى كه موفق شدند نامشان در خطبه ومنبر مكه طى اين سالها بيايد ، مختلف است . اين اختلاف نظر حتى بيش از اين است . براى نمونه ، برخى از منابع بر آنند كه در برخى از سالها از آمدن حجاج عراقى جلوگيرى به عمل آمد ، در حالى كه منابع ديگر مىگويند كه در همان سالها براى خليفهء عباسى دعا شد . براى من سخت است تصوّر كنم چه طور مىتوان ميان جلوگيرى از آمدن حجاج عراقى از يك طرف و دعا براى خليفهء عباسى از طرف ديگر جمع كنم ؟ در حالى كه دعاى براى صاحب بغداد ممكن نبود مگر آن كه امير الحاج عراق بالاى سر دعا كننده ايستاده ، با زور و پول ، نظرش را بر او املا كند . به نظر مىرسد وجه جمع اين اخبار بدان است كه جعفر ثائر نتوانست دعاى خويش را صرفاً براى فاطميان محدود كند ، و طى بيست سال حكومتش بر مكه نيروهاى مختلفى او را به سوى خود جذب مىكردند و همين سبب مىشد تا براى آنها دعا كند . در كنار اين مطلب ، نبايد فراموش كنيم كه اين كششهاى مختلف ، به همان اندازه كه براى حاكم مكه ضرر داشت به سودش هم بود . پيروزى هر يك از اين نيروها از يك جهت اين خاصيت را داشت كه منجر به دعاى براى آنان روى منابر مىشد ، اما به همان مقدار ، مقدّرات و امور حكومتى مكه بر فراز اين كششها شكل مىگرفت آن گونه كه جعفر در طول حكومتش توانست با استقلال حكومت كند . در برخى از گزارشها مىخوانيم كه مثلًا عباسيان يا فاطميان ارادهء خويش را در يك مورد معين تحميل مىكردند و جعفر هم اطاعت مىكرد ، اما اين بدان معنا بود كه اين تحميل موقتى است و زمانش كه گذشت ، آثارش هم مىگذرد و پس از آن است كه امير مكه به استقلال بر اين شهر حكم مىراند . نيز چنين مىنمايد كه شهر مكه هم از اين كششها و كوششها سود مىبرد ، همان