أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

232

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

وضعيت اقتصادى بىتوجهى به وضعيت اقتصادى مكه و عدم رشد آن ، عامل شورش اسماعيل بن يوسف در ميانهء قرن سوم شد . پس از آن ، فتنهء قرامطه در اوايل قرن چهارم و سپس فتنهء اخشيد در ميانهء همان قرن ، بدبختىهاى بيشترى را به همراه آورد . بالا گرفتن اين فتنه‌ها و دشوارىهاى پديد آمده در جهان اسلام و بحران‌هايى كه در بغداد پايتخت خلفا سبب قطع حج شد ، همه و همه ، در اقتصاد حجاز تأثير خاص خود را داشت . بازارها كساد شد و قبايل باديه‌نشين را به غارت از يك سو و وضع ماليات بر حجاج از سوى ديگر كشاند . در اين دوره شمار ساكنان مكه رو به كاهش رفت و بسيارى از علما به نقاط ديگر كوچ كردند . بازار ادب و هنر هم كه از دورهء اموى و بخش بزرگى از عصر عباسى در آنجا سراغ داشتيم ، به كسادى گراييد و اصحاب ادب و هنر به هدف معيشت بهتر و رفاه بيشتر در بلاد پراكنده شدند . مكهء اين دوره ، اقليت‌هاى تازه‌اى از ترك‌هاىِ موالى را داشت كه گاه ولاء عباسيان را داشتند و گاه به شورشيان ديگر مىپيوستند . در كنار آن ، اقليت‌هايى از فارس و بربر و برخى از بلاد عرب نزديك مكه در آنجا حضور داشتند . گمان بر اين است كه اين افراد ، غالباً افراد متقى و متديّنى بودند كه براى حفظ دين خود از دست شورشيانى كه در بلاد فارس و مغرب و ديگر نقاط جهان اسلام برآمدند ، به مكه مىگريختند . برخى هم از كسانى بودند كه مىخواستند با تكيه بر صدقات و در تكيه‌ها زندگى كنند . هيچ كدام از اين دو دسته ، اهل حرفه و فن و عمل نبودند . به همين دليل ، حركت صنعتى در مكه رو به كاهش رفت و نيازمندان و گدايان فزونى يافتند . مجوسى در مكه در يك نسخهء خطى كه نام كتاب و مؤلف نداشت و در كتابخانهء شيخ عبدالرحمن عبدالله عبدالبارى در محلهء سيّده زينب در مصر بود ، ديدم كه نوشته است : يكى از عباسيان ، در اين دوره ، يك مجوسى را از عراق به مكه آورد تا سقف خانه‌اش را از ساج بسازد و خانهء او در مروه بود . همين خبر را در إفادة الأنام شيخ عبدالله غازى ( خطى )